امام علي(ع): انسان با گفتارش اندازه گيري مي شود و با كردارش ارزش يابي
خواننده محترم در نوشتن مطالبم سعي كرده ام طوري بنويسم كه مطلب ،خلاصه و ساده ، بي ريا ، قابل درك براي همه خصوصآ افراد كم سواد باشد لذا خواندن آنرا براي شما پدر و مادر گرامي كه داراي فرزند هستيد و نيز همه جواناني كه خودشان را براي زندگي مشترك آماده مي كنند توصيه مي كنم. از همه عزيزانم انتظار دارم كه به يك نكته مهم عنايت داشته باشند و آن اينكه ، زندگي در خوب خوردن ، شيك پوشيدن ، راحت خوابيدن، گردش و تفريح و.... خلاصه نمي شود چون اگر اينطور باشد  شصت يا هفتاد سال زندگي، انسان را بيشتر به  حيوانات شبيه مي سازد.
آري چشم اميد جامعه به سوي شما است تا كمر همت به تربيت صحيح كودكان بر بنديد و يقين داشته باشيد اگر افراد جامعه سالم باشند جامعه نيز به خودي خود مسير سلامت و سعادت را خواهد پيمود. موفق و سر بلند باشيد.

نظر دهی فقط در این پست مقدور میباشد.

 

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393 | 10 AM | نویسنده : faramarz |

زمانیکه فرمان پذیری کودک از والدین خود تنها از روی ترس و ناشی از اجبار باشد دیگر در این ارتباط و فرمان پذیری ،علایق عاطفی و احساس  دیده نخواهد شد و در نتیجه پایه ها و ستونهای اخلاقی  بسیار سست و ناپایدار خواهد بود بنابراین کودک نیز در غیاب والدینش آنگونه که دوست دارد را رفتار خواهد کرد اگر وضع به همین روال بگذرد به تدریج فساد اخلاقی که دروغگویی نیز یکی از آنهاست در کودک بروز خواهد نمود و او به درجه پایین تر انسانی تنزل پیدا خواهد کرد .

بنابراین به والدین عزیز که مسئولیت خطیر تربیت کودک را بر عهده دارند و باغبان گلهای زندگی شان هستند توصیه می نمایم اگر قصد دارید از کودکتان انجام کاری را مطالبه کنید هرگز به جبر و خشونت متوسل نشوید بلکه تلاش کنید میل و رغبت انجام کار را در نهاد و دل کودک بر انگیزید بدین ترتیب لزومی به استفاده از خشونت نخواهد بود مطمئن باشید اگر اینگونه رفتار نکنید کودک در اثر عجز و ناتوانی که در وجودش احساس می نماید و در آن غوطه ور است ناچار می شود از دست شما و ستمکاریهایتان و نیز برای بر طرف نمودن امیال غریزی خود در مقابل شما به دروغ متوسل گردد .

 



تاريخ : جمعه بیست و هفتم تیر 1393 | 8 PM | نویسنده : faramarz |
 

بيشتر كار ما يا افراط است و يا تفريط و كمتراتفاق مي افتد كه حد اعتدال را رعايت كنيم. در كار تعليم و تربيت نيز معمولآ چنين است امروزه بر خلاف زمان گذشته، پدر و مادرها مي كوشند تا روزانه ساعات بيشتري از وقت خود را به كودك  اختصاص بدهند تا مبادا او از لحاظ توانايي ذهني از ديگر همسالان خود عقب بماند آنها از همان دوران خردسالي كه كودك تكلم را آغاز مي نمايد انواع پكيج ها و كلاس هاي آموزشي و ساير مطالب يادگيري را براي او ارائه مي كنند و زمانيكه مي بينند كودك نسبت به ديگران بالاتر از سن تقويمي و عقلي اش چيز ياد مي گيرد و حرف مي زند به خودشان مي بالند و افتخار مي كنند اما متوجه اين نكته آموزشي نيستند كه با چنين تدبير غلط و نادرستي علاوه بر اتلاف وقت و سرمايه، تنها ذهن كودك را خسته كرده اند و اينگونه اعمال مي تواند اثر بسيار بدي را در حرف زدن كودك بجا گذاشته و حتي تكلم او را دچار وقفه نمايد.

والدين عزيزياد آوري اين نكته بسيار ضروري است كه ما بايد در امر آموزش كودك بيشتر دقيق و حساس باشيم براي تشويق كودك و يادگيري او تنها  كافي است  به حرفهاي نامفهوم او با شور و علاقه گوش فرا دهيم وقتي كودك لب به سخن مي گشايد بسيار كنجكاواست و درباره خيلي چيزاز ما سوال مي پرسد ولي ما بايد كودك را بحال خود آزاد بگذاريم تا كم كم و متناسب با نياز هاي غريزي اش حرف زدن را بيآموزد و تنها به جوابهايي براي سوال او اكتفاء كنيم كه در خور فهم و درك اوست يادمان باشد اگربيش از توانايي ذهني كودك به او چيز ياد بدهيم او خود را در مقابل درك خيلي از مطالب ناتوان احساس خواهد كرد و همين احساس عجز،  زبوني، و حقارت موجب ايجاد اثرات نا مطلوب و انحراف تكلمي او خواهد شد.

كوتاه سخن اينكه والدين محترم اجازه بدهيد كودكتان فقط كلماتي را تلفظ و ادا كند كه درباره آن فكر و تفكر مي نمايد زمانيكه كه شما به زور و اجبار و خارج از توانايي او چيزي يادش مي دهيد و انتظار داريد او ياد گرفته هايش را به شما پس بدهد در واقع قدرت فكر كردن را از كودك سلب مي نماييد پس هرگز خوشحال نباشيد و دل را به اين خوش نكنيد كه فرزند تان درباره موضوعات و مسائلي  حرف مي زند كه در اثر تلقينات و اجبار شما طوطي وار بدست آورده و كسب نموده است  پس توصيه مي شود هرگز زبان كودك نباشيد و از طرف او حرف نزنيد بجاي اوفكر نكرده و تصميم نگيريد بگذاريد او طي رشد طبيعي خود به تكامل ذهني و فكري برسد نگران نباشيد هنگامي كه كودك بزرگ مي شود و سازمان عقلي و مغزي اش تكامل مي يابد قطعآ فرصت و موقعيت بيشتري برايتان پيش خواهد آمد كه مي توانيد مطالب بهتر و زيادي را براي فرزندتان آموزش بدهيد پس چه بهتر است حالا كه او خردسال است خسته واذيت اش نكنيد ومانع تفكرش نشويد و تنها پا به پاي او حركت نماييد .آيا به نظر شما اين شيوه بهتر و شايسته نيست؟



تاريخ : دوشنبه دوم تیر 1393 | 10 AM | نویسنده : faramarz |

 سابق بر اين معيار و ملاك مردي به داشتن اخلاق جوانمردي، عرق ريختن و كسب روزي حلال، گذشت و ايثار، پايبندي به قول و پيمان،  ظاهري آراسته و خيلي ديگر از صفات مثبت مردانگي بود اما امروزه جواناني  در سطح معابر عمومي مشاهده مي شوند كه نه فقط آن معيارها را ندارند بلكه پا را نيز فراتر نهاده  و حتي ظاهر مردانگي خود را نيز حفظ نمي كنند زير ابرو بر مي دارند،رژلب مي زنند، موي خود را همانند دختران رنگ نموده و درست مي كنند لباسشان نيز يا تنگ و بدن نماست و يا اينكه آنقدر گشاد كه امكان افتادن آن هر لحظه  وجود دارد.

اين پسران آرايش كرده كه بيشتر در سنين 15 تا 25 سال قرار دارند ديگر با از بين رفتن قبح آرايش مردان بين خانواده ها، روز به روز بر تعدادشان افزوده مي شود تا جائيكه امورزه حدودآ7 درصد از جوانان از لوازم آرايشي استفاده مي كنند و حتي آرايشگاه خاص خودشان را دارند .

اما براستي چرا بايد جواناني كه نيروي فعال جامعه محسوب مي شوند بجاي كار و فعاليت و تلاش براي پذيرفتن مسوليت سنگين زندگي بايد مثل برخي از دختران بيكار دم بخت با يقه اي باز و گونه هاي سرخ و با اداهاي زنانه در خيابانها براي خود ول بگردند؟

ذيلاً به چند علت مهم آن اشاره كوتاهي مي شود:

1- تربيت اشتباه و نادرست خانوادگي:

اگر خوب دقت كنيد همه چيز به خانواده و تربيت آن بر مي گردد تربيت غير اصولي و نادرست خصوصاً در دوران بلوغ كه زمان شكل گيري شخصيت فرد است سبب بروز بسياري از ناهنجاريهاي رفتاري مي شود اگر به جوان الگوي نا مناسب ارائه شود و رفتارهاي مغايربا سن اش به او داده شود و بطوركلي جوان در دوران حساس بلوغ به حال خود رها گردد جنسيتش به همان گونه شكل خواهد گرفت و نهايت امر هويت جنسي اش دچار اختلال مي گردد و همين جا است كه مشاهده مي شود مثلاً دختر ظاهري پسرانه براي خود مي سازد و غيره.

2- پايين بودن اعتماد به نفس:

هميشه فردي كه از درون ضعيف است يا به اصطلاح تو خالي است براي پر نمودن بخش هاي خالي شخصيت خود به بيرون و ظاهراش توجه مي كنند تا اعتماد به نفس بدست بيآورد اما نه فقط بعد از مدت كوتاهي دست اين فرد براي همه رو مي شود بلكه ارزش او نيز نزد ديگران پايين مي آيد لذا بهترين نامي كه براي اين قبيل افراد ميتوان گفت همان اصطلاح " عقده اي" است.

3- نياز به توجه و افزايش زيبايي:

توجه زياد به ظاهر و زيبا يي خود از ويژگي  هرجواني است اما برخي ها راه را به انحراف رفته و با آرايش خود تلاش مي كنند تا جنس مخالف را بسوي خود جذب كنند اما توجه نمي كنند كه 90  درصد دختران از اينگونه جوانان  متنفرند چراكه دختران عقل گرا و منطقي از جوانان، خصوصيات مردانگي شان از قبيل اقتدار و كلام قوي ، شجاعت و نترس بودن ، صداقت ، غيرت ، و... را مي پسندند و تنها دختران ساده و كم اطلاع هستند كه غول ظاهر اين گونه پسران را مي خورند و خود را ندانسته در پرتگاه بدبختي مي اندازند.

4- نقش ماهواره ، اينترنت و....

نفوذ ماهواره در كانون خانواده ها و نيز عدم استفاده درست از برخي وسايل ارتباط جمعي از قبيل اينترنت و.... به تدريج سبب رواج فرهنگ مبتذل غربي شده  و در انحراف و كشاندن جوانان به باتلاق انحرافات اخلاقي نقش بسزايي داشته است .



تاريخ : چهارشنبه هفتم خرداد 1393 | 10 AM | نویسنده : faramarz |

 

خداوند متعال نعمت هاي بيشماري را در دنيا براي استفاده و راحتي ما خلق نموده است از طرفي ديگراستعداد هاي زيادي را هم به همه انسانها عطا نمود ه تا با شكوفايي و بكارگيري آنها بتوانند از اين مواهب بيشمار بيشتر بهره مند گردد در دين اسلام كه هدف آن تربيت انسانها و تامين سعادت بشر در تمام مراحل زندگي است  ضمن اينكه هر كار و فعاليتي براي كسب و بدست آوردن اين نعمت هاي الهي ارزشمند محسوب مي شود ولي بارها نيز تاكيد شده است اگر مي خواهيد فرزندان صالح و سالم تربيت كنيد بدنبال روزي حلال باشيد و در آمدتان رااز حقوق نهاده شده در آن پاك كنيد حتي سفارش شده است با افرادي كه در آمدشان شبه ناك است كمتر رفت و آمد كنيد تا بر شما اثرسوءو بد نگذارد. امام صادق (ع) فرموده است: شمشير زدن و جنگيدن آسان تر از بدست آوردن روزي حلال است.

در اينجا لازم مي بينم به مسئله تغذيه و خوراك نيزاشاره كوتاهي بنمايم . انسان بايد در خوراكي هم كه مصرف مي كند بنگرد و دقت كند تا خواكش نيز حلال و جايز باشد خوراك علاوه بر اينكه بطور مستقيم بر سلامت و تندرستي جسم انسان تاثير مي گذارد بلكه طبق روايات و احاديث اسلامي، تغذيه نقش سازنده و بسيار مهمي را در تكوين قواي ادراكي، اخلاقيات و در نهايت شخصيت انسان دارد وحتي در برخي روايات به اثر غذاها در افزايش يا زوال عقل انسان نيز به روشني اشاراتي شده است .

امام رضا(ع) فرموده است: خداي متعال هيچ خوردني و نوشيدني را جايز نكرده مگر آن چه در آن سود و صلاحي است و هيچ چيزي را ممنوع نكرده مگر آن چه در آن زيان و نابودي و تباهي بوده است.

بنابراين اگر انسان هم روزي اش حلال باشد و هم از آن روزي حلال نيز خوراك حلال و پاك تهيه كرده و مصرف نمايد مسلماً او به اداي خمس، زكات، نذرو...نيزمي پردازد و از روزي خود انفاق مي كند و اين يعني سعادت دنيا و آخرت انسان.

متاسفانه برخي ها آنقدرفريفته دنيا و لذايز آن مي شوند كه فراموش مي كنند هدف از آمدنشان به اين دنيا چه بوده و به كجا خواهند رفت يعني در اثر غفلت مبداء و مقصد فراموش مي شود اين قبيل افراد براي رسيدن و تامين خواسته هاي نفساني خود از هر طريقي كسب درآمد مي كنند تا شايد چند صباحي را در اين جهان به خوشي و راحتي سپري نمايند سر هر سفره اي مي نشينند و هر لقمه اي را كه بدستشان مي رسد مصرف مي كنند ولي توجه نمي كنند كه لقمه ناپاك و حرام در گوشت و خونشان نفوذ كرده و بعد از تولد فرزندشان ، تزكيه و پالايش روحي او را با مشكل مواجه مي سازد بطوريكه گاهآ اگر دقيق ترين كارهاي تربيتي را هم انجام دهند چون روزي حلال به فرزندشان نداده اند و اولادشان نيزبه مرور ديده و آموخته است كه والدينشان از چه راهي كسب درآمد نموده است تمام زحماتشان به هدررفته و درتربيت فرزندان صالح موفق نمي شوند.



تاريخ : دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393 | 11 AM | نویسنده : faramarz |

هر دختری دوست دارد با مرد ایده آل و دلخواه خود ازدواج کند اما این فرصت طلایی نصیب هر کسی نمی شود چراکه عواملمختلفی مانع از رسیدن فرد به خواسته  و آرزوها یش می شود بعنوان مثال در بیشتر مواقع دخترها انتخاب شونده هستند نهانتخابگر ، و قادر نیستند که پا پیش گذاشته و پیشقدم شوند . دیده نشدن و دوری از جمع و اجتماع ، شرایط و ویژگی های فردی،سطح تحصیلات ، موقعیت خانوادگی، و بسیاری دیگر از عوامل دیگر که از ذکر آنها در اینجا خودداری می کنم در این امردخیل بوده و سبب می شود موقعیت مناسب و دلخواه برای ازدواج فرد پیش نیآید اما از همه این حرفها که بگذریم برخی دلایل بهافکار و عقاید و طرز رفتار خود فرد باز می گردد بنده در این مطلب قصد دارم بطور خلاصه به پنج مورد از این عوامل اشارهکوتاهی داشته باشم :

 

1-سعی کنید در اجتماع دیده شوید:

 

برخی ها راه را به بیراهه رفته و دیده شدن را با خودنمایی یکی میگیرند و متاسفانه در دام مد پرستی ، افاده فروشی و خودنماییمی افتند و معضلات متعددی را برای خود ، خانواده و اجتماع بوجود می آورند باید توجه کنید مراد از دیده شدن این است کهاگر با آگاهی وارد جمع شوید و با دیگران تعامل و ارتباط منطقی داشته باشید قطعآ شرایط و موقعیت مناسب می تواند برایازدواج شما بوجود بیآید.

 

2- روراست و صادق باشید:

 

دروغ منشاء تمامی بدیهاست متاسفانه برخی ها در رفتار و گفتارشان تلاش می کنند با زدن ماسک دروغین به چهره ،خودشان را بیش از آنچه که هستند نشان دهند پس نمی توانندبا طرف مقابل که قصد آشنایی و ازدواج دارد رو راست و صادقباشد و همین اعمال به مرور برایشان دردسر ساز شده و با نمایان شدن چهره واقعی شان اختلافات بروز کرده و مشکل آغاز میگردد پس سعی کنید خود واقعیتان باشید ولا غیر.

 

3- انرژی مثبت داشته باشید:

 

همیشه بکوشید افکار مثبت تو ذهنتان داشته باشید و ذهنتان را خلاق و باز نگه دارید باید واقع بین و کمی نیز خوشبین باشیدیادتان باشد افکار منفی مانع از دستیابی شما به موفقیت و کامیابی تو زندگی می گردد.

 

4- درست و اصولی رفتار کنید:

 

اگر در ارتباطات اصولی خودتان با دیگران فرصتی برای آشنایی بوجود آمد و شما قصد دارید از این فرصت استفاده نماییدیادتان باشد شما هم انتخابگر هستید و هم مسئول رابطه تان ،  پس تلاش کنید اولاً : وارد آشنایی سالم که منتج به ازدواج شودبشوید و از ارتباط خطرناک و مسئله ساز که خودتان را قربانی کند بپرهیزید  ثانیاً : فردی را که مناسب و شایسته خودتان استرا بر گزینید و تنها در اینصورت است که قادر خواهید بود خود را فردی توانمند و با نفوذ در رابطه بدانید .

 

5- ترس را از خود دور نمایید:

 

ترس ناشی از جهل است اگر انسان با علم و آگاهی و حساب شده کاری را انجام بدهد دیگر دلهره و نگرانی چندانی از عاقبتکار نخواهد داشت پس در آشنایی و ازدواج نیز اجازه ندهید ترس های بی مورد بر زندگی تان مستولی گردد و باید با آگاهی دراین زمینه اقدام نموده و البته باید احتمال شکست و آسیب را نیز در نظر بگیرید اما هرگز نباید خودتان را ببازید.

 



تاريخ : سه شنبه دوازدهم فروردین 1393 | 4 PM | نویسنده : faramarz |
واقعيت اين است كه هر رنگي زيبا يي خاص خودش را دارد و زماني كه اين رنگها با هم تركيب  شده و يا در كنار هم مورد استفاده قرار گيرند بر زيبايشان چندين برابر افزوده مي شود حالا اگراز اين رنگها بر چهره زني  استفاده شود  قطعآ او را از ديگران متمايز ساخته و بر زيبايي اش مي افزايد درست به همين دليل است كه نمي توان آرايش را از زندگي زنان حذف نمود ولي بايد به يك نكته مهم توجه كرد و آن اينكه آرايش نمودن هرگز نكوهيده و ناپسند نيست اما استفاده بي رويه و غيرمنطقي از آن است كه مشكل جامعه ماست .
 

چرا بايد استفاده از لوازم آرايشي آنهم لوازم غير استاندارد  در كشورمان چندين برابر كشورهاي ديگر باشد؟ چرا بايد سن استفاده از آرايش به حدود 15 سال در بين دختران جوان رسيده باشد؟ چرا بايد بجاي استفاده ازلوازم آرايشي گياهي و طبيعي  به سراغ لوازم آرايشي شيميايي و غير استاندارد كه تاثير مخربي بر پوست داشته و بعد از مدتي انواع بيماريهاي پوستي راايجاد مي نمايند برويم؟ آيا بهتر و شايسته نيست از آرايش در حد متعارف و طبيعي و در سن خاص  و آنهم در مواقع ضروري استفاده كنيم؟ و ...

 

امروزه زنان و خصوصآ دختران جوان در جامعه ما به آرايش نه بعنوان يك خواسته و تفنن ، بلكه بعنوان يك نياز و يك احتياج ضروري وجزء لاينفك از زندگي خودشان مي نگرند و ساعات زيادي از عمر گرانبهاي خود را پشت آيينه تلف نموده و به هدر ميدهند از دلايل آن مي توان به ، تيره شدن رابطه بين پدر و مادر با فرزند و نيز  تاثير گروه همسالان بر فرد اشاره نمود.

 

معمولآ دختر جوان وقتي وارد سن بلوغ مي شود براي خودش شخصيت تازه اي احساس مي نمايد پس تلاش مي كند براي بدست آوردن و كسب  خواسته اش، يعني بزرگي واستقلال طلبي ، خود را از گروه سني پايين تر متمايز سازد براي اين كارنيز به سراغ آسانترين وسيله يعني آرايش نمودن مي رود خصوصآ با گسترش ماهواره در بين خانواده ها اين الگو براداري بيشترهم شده است لذا در اين سنين حساس، والدين عزيز بايد به اين نكته مهم توجه كنند كه، همان طوريكه شكل گيري هويت و شخصيت فرزندشان براي آنها مهم است بايد به همان اندازه نيز به الگو برداري او توجه داشته باشند تا مبادا اين الگو برداري با تاييد نادرست آنها به انحراف كشيده نشده و تاثير مخرب و ويرانگر بر شخصيت فرزندشان نداشته باشد. پس والدين اولآ بايد به ارتباط فرد با گروه همسالش توجه ويژه داشته باشند چون تاثير زيادي كه گروه دوستان در اين سنين بر فرد دارد بسيار زياد است  ثانيآ ازتاييد طبيعي بودن آرايش فرزندشان و يا برعكس، از ايجاد محدوديت بيش از حد و تيره شدن روابط با فرزندشان پر هيز نمايند و به او در يافتن معني و مفهوم زيبا شدن ياري و كمك برساند بايد به او بيآموزند كه آرايش مختص چه سن و سالي است و افرادي هم كه غليظ آرايش مي كنند مسلمآ دچار اعتماد به نفس پايين بوده و نوعي كمبود و نقص در خودشان احساس مي كنند بايد به فرزندشان بقبولانند كه زدن ماسك دروغين بر چهره سزاوار دختري شايسته و با اعتماد به نفس بالا نيست و زيبايي واقعي را بايد درسادگي و ساده زيستي،  عفت و پاكدامني ، داشتن اخلاق نيك و... جستجو نمود . و به قول سعدي شيرازي: مشك آن است كه خود ببويد نه آنكه عطار بگويد.

 



تاريخ : پنجشنبه سوم بهمن 1392 | 10 AM | نویسنده : faramarz |
 

قرآن كريم يكي از صفات برجسته و ممتاز اهل بهشت را صبر و بردباري معرفي مي نمايد و به روشني بيان مي كند كه " خداوند با صابران است".

 

انسان با كمي دقت و تامل در اين آيات به ارزش ، اهميت و فوايد بي شمار صبر پي برده و نيز با مشاهده نتايج شيرين و لذت بخش آن روحيه صبر و شكيبايي در او تقويت و افزايش يافته و درجه تحمل پذيري او در مقابل بلاها و مصيبت ها و مشكلات زندگي بالا مي رود .

 

امام علي (ع) مي فرمايد: اگر صبر كني مقدرات الهي بر تو جاري مي شود و ماجور خواهي بود و اگر بي تابي كني بازهم مقدرات الهي بر تو جاري مي شود ولي پاداشي نخواهي داشت.

 

باز در جايي ديگر امام علي (ع) در وصف متقين فرمود : ايشان چند صباحي صبر كردند، صبري كه در پي آن آسايشي طولاني در انتظارشان است.

 

براي اينكه بتوانيم به اين خصيصه بسيار مثبت و عالي دست يابيم بايد توجه كنيم كه انسان در سختي ها خلق شده و زندگي دنيا آميخته با بلاها، كمبودها ، رنج ها، نقصان ها، و مصيبت هاست اما از طرفي بايد توجه كنيم اين بلا ها هر چقدر هم كه زياد باشند زمانشان كوتاه و قابل تحمل است و اگرما بردبار باشيم قطعآ اين مشكلات ما را در زندگي آبديده مي نمايد بعبارت ساده تربايد گفت: بلاها و مصيبت ها، مادر خوشبختي ها هستند امام علي (ع) مي فرمايد: اگر بردبار نيستي خود را بردبار نشان ده، زيرا كمتر كسي است كه خود را شبيه گروهي كند و سر انجام يكي از آنان نشود.

 

اما صبراز نظر رواني و اجتماعي داراي اثرات زيادي است كه ذيلآ به  هفت مورد مهم آن اشاره كوتاه مي شود:

 

1- صبر شخصيت والاي انسان را مي رساند:

 

يكي از نشانه هاي بارز فردي كه داراي تربيت درست و اخلاق حسنه است بردباري و صبراو است و اين در رفتارها و برخوردهاي فرد با اطرافيانش به وضوح مشخص و نمايان است  چنين شخصي در مقابل رفتارهاي نادرست ديگران به درستي رفتار مي نمايد امام صادق (ع) سه چيز را از خصلتهاي ارزشمند دنيا و آخرت بيان فرموده : بخشيدن كسي كه به تو ظلم كرده، پيوستن به كسي كه از تو بريده ، و بردباري هنگامي كه با تو جاهلانه رفتار شد.

 

باز از آن حضرت است كه مي فرمايد: سزاوار و شايسته نمي باشد كسي را كه صبور نيست داراي كمال شخصيت به حساب آورد.

 

2- صبر و بردباري به انسان انرژي مثبت و قدرت زياد مي بخشد:

 

ايستادگي و مقاومت در مقابل حوادث تلخ و ناگوار، انسان را همانند سنگ زيرين آسياب محكم نموده و به او قدرت مي بخشد برعكس كسي كه در مقابل كوچكترين سختي خود را مي بازد در زندگي بسيار ضعيف و ناتوان خواهد بود.

 

امام علي (ع) فرموده است: هر كسي را كه صبر نجات ندهد قطعآ بي تابي و جزع او را هلاك خواهد نمود.

 

3- هر كاري با ياد وتوكل به خدا ونيز استقامت و صبر قابل حل است:

 

براي حل شدن هر مشكلي نياز به گذشت زمان ، صبر و حوصله است و بطور كلي هيچ قدم مثبت و سازنده اي نيست كه مانعي سر راه انجام آن نباشد اما اين مشكلات با استقامت انسان است كه به سر منزل مقصود مي رسد بقول سعدي : كارها با صبر بر آيد و مستعجل با سر برآيد .

 

4-صبر، بهترين شجاعت است:

 

فردي ممكن است از لحاظ نيروي جسماني به اندازه اي قوي باشد كه حتي سنگي بزرگ را بردارد اما تاب و تحمل برداشتن سخن يا رفتاري كوچك را نداشته باشد پس شجاعت را نمي توان محصور به چند مورد نمود صبر خودش شجاعتي بزرگ است كه به انسان در برابر بلايا و حوادث نيروي فزاينده مي بخشد . حضرت علي (ع) فرموده است: تحمل ورزيدن شجاعت است.

 

5- فرد صبورهرگز نگران و دلواپس نيست :

 

فرد كم ظرفيت و بي تحمل هميشه نگران و مضطرب هست هر چند با برنامه ريزي هم جلو برود او هميشه با خود مي انديشد مبادا كار وفق مراد پيش نرود يا حادثه اي ناخواسته برايش رخ بدهد اما فرد صبور از آينده كار ها هيچ نگران نبوده و هرگز دچار استرس و اضطراب نمي گردد چراكه ميداند اگر نتيجه و سرانجام كار مثبت باشد به هدف و خواسته خود رسيده و اگرهم نباشد باز صبر و استقامت  خواهد ورزيد .

 

و بقول سعدي : خدايا چنان كن سرانجام كار        تو خشنود باشي و ما رستگار

 

6- فرد صبور حق طلب ، حق گو و هميشه پيروزميدان است:

 

انساني كه تحمل شكست و حوادث نا خوشايند رادر زندگي ندارد براي دستيابي به هدفش به هر كاري دست مي زند برايش فرقي ندارد از چه وسيله اي و از چه راهي براي رسيدن به خواسته اش استفاده مي كند پس او نمي تواند طرفدار حق باشد اما بر عكس فردي كه با شخصيت عالي بوده و صبور است هميشه حق را گفته و پيامد ها و پيشامدهاي احتمالي آن نيزبه راحتي مي پذيرد و در سايه تحمل و استقامت خود نيزدر نهايت به پيروزي  دست مي يابد خداوند متعال يكي از علت هاي پيروزي تعداد كم و اندك مسلمانان را در برابر تعداد بسيار زياد دشمنان در ميادين جنگ و جهاد، صبر و استقامت آنها بيان فرموده است .

 

7- صبر انسان را مستوجب دريافت بهترين پاداش ها يعني ، پاداش الهي مي نمايد:

 

امام علي (ع) مي فرمايد: هر كه بر طاعت خدواند شكيبا باشد خدواند سبحان بهتر از آنچه صبر نموده را به او مي دهد.

 

امام صادق (ع) نيز مي فرمايد: هر يك از شيعيان ما كه گرفتاري برايش پيش آيد و صبر كند اجر هزار شهيد دارد.

 

 



تاريخ : سه شنبه سوم دی 1392 | 7 AM | نویسنده : faramarz |

فراموشي متداولترين واژه اي است كه همه ما به نوعي با آن سر و كار داشته و درگير هستيم شايع ترين شكل فراموشي يا حواس پرتي را بصورت كلامي ميتوان مشاهده كرد كه در آن فرد كلمات را در سخن گفتن فراموش ميكند براي فراموشي مثال هاي مختلفي ميتوان زد مثلآ كاري را كه به شما محول شده است را فراموش ميكنيد، سر جلسه امتحان مطلب خوانده شده را بياد نمي آوريد ، زمان ملاقات را فراموش مي نماييد و.....

اگر بخواهيم تعريف كوتاهي از فراموشي داشته باشيم بايد گفت: فراموشي به معناي ناتواني ما در بياد آوردن اطلاعات و از دست دادن حافظه است .

بطور كلي بسياري از فراموشي هاي ما جنبه طبيعي و عادي دارند مثلآ دانش آموزي كه مطلب درسي را درك ننموده و توجه و تمركز لازم را نداشته و فقط مطلب را طوطي وار حفظ نموده است طبيعي است در جلسه امتحان آنها را بياد نياورد يا اگر شما دچار استرس و اضطراب گرديد تعجبي نخواهد داشت چيز هايي را فراموش نماييد ولي اگر فراموشي ما جنبه دراز مدت ، دائم و تكرار شونده باشد بايد دقيق بود و بدنبال علت گشت .

معمولا فراموشي را به دو دسته عمده تقسيم مي كنند 1- فراموشي كه در آن فرد به فراموشي اش آگاهي دارد و معمولا مسائل و فشار هاي  روحي و رواني و... سبب بوجود آمدن آن است 2- فراموشي كه فرد نسبت به فراموشي اش اطلاعي نداشته و آگاهي ندارد اين نوع از فراموشي خطرناك است و بايد بررسي گردد مثل بيماري آلزايمر كه متاسفانه هنوز علت دقيق آن مشخص و معلوم نيست.

علل و عوامل مختلفي در ايجاد فراموشي دخالت دارند كه به چند مورد مهم آن ذيلآ اشاره مي شود:

1-   چون حافظه كوتاه مدت ما محدود و گنجايش آن كم است لذا به سر عت پر مي شود بعبارت ساده تر اطلاعات قبلي و قديمي پاك شده و اطلاعات جديد جايگزين مي گردد

2-   بعضي مواقع يادآوري برخي خاطرات ناخوشايند برايمان دردآور است لذا دلمان نمي خواهد آنها را در ذهن خودمان داشته باشيم و به نحوي تلاش ميكنيم آنها را بدست فراموشي بسپاريم اين عمل را اصلاحآ پس زدگي يا سر كوب مي نامند كه براي هر انساني اتفاق مي افتد .

3-   گاهي نيز عامل فراموشي مربوط به بازيابي اطلاعات ذهني ماست يعني جون سر نخ ها را گم كرده ايم و نمي توانيم پيدا كنيم اطلاعات خواسته شده را نمي توانيم بخاطر بياوريم عين پرونده اي كه شماره آن گم شده و قادر نيستيم آن را از بايگاني بدست آوريم.

4-   علت ديگر مربوط به عوامل شيميايي، فيزيكي و مكانيكي تاثير گذار بر مغز فرد است كه سبب تخريب شده و به طبع فراموشي را بدنبال دارد بعنوان نمونه مصرف الكل و مواد سكر آور علاوه بر اينكه فراموشي مقطعي و موقتي را در زمان مستي بدنبال دارد مصرف زياد آن در دراز مدت سبب مي گردد بخش مهمي از اتفاقات زندگي فرد به بوته فراموشي سپرده شود.مصرف مواد مخدر از جمله حشيش نيز سبب فراموشي مي شود.

5-   گذشت زمان خود عامل مهم ديگري است كه بايد توجه كافي بدان صورت پذيرد اگر مطالب تكرار نشود اگر از ذهن خودمان استفاده نكنيم مطالب پاك مي شود البته فشرده خواني نيز در اين امر دخيل است كاري كه اكثر دانش آموزان تنبل انجام ميدهند آنها  اوقات خود را به استراحت و خوش گذراني مشغول هستند و شب امتحان به هزار مكافات تلاش ميكنند مطالبي را كه چند ماه طول كشيده خوانده شود در عرض يك روز حفظ كرده و در حافظه خود ذخيره نمايند ناگفته پيداست كه اين امر چقدر مشكل و دردسر ساز ميباشد.

6-   علاقه داشتن يا نداشتن به موضوعي خاص نيز در ياد گيري و فراموشي بسيار مهم است ما چيز هايي را كه دوست داريم براحتي بخاطر مي سپاريم و بر عكس چيزي را كه علاقه نداريم زود فراموش مي كنيم.

7-   تغذيه و جيره غذايي بسيار مهم است استفاده از ميوه ها، شير و غلات سبب تقويت حافظه مي شود كمبود ويتامين هاي گروه B ( B1 ، B12) باعث كم حافظه گي ، گيجي، افسردگي و ... در فرد مي گردد. ضمنآ كمبود منيزيم و منگنز نيز باعث افت قند خون شده و كاهش انرژي و كم شدن راندمان مغز را در پي دارد كه به طبع آن سبب فراموشي ، تغييرات خلق و خوي و... در شخص مي شود.

8-   اگر شما دچار كم خوني هستيد اين امر باعث كاهش خون رساني به مغز شما شده و راندمان ذهن تان پايين مي آيد پس خوردني هاي خون ساز را در برنامه هاي روزانه خود فراموش نكنيد تا فراموشي نگيريد.

9-   سعي كنيد به اندازه نياز بدن خواب و استراحت داشته باشيد كم خوابي به همراه تغذيه بد و نامناسب ، ذهن شما را آشفته وبه هم مي ريزد و از عوارض آن ميتوان به عدم تمركزدر كار، عصبي بودن ، حواس پرتي ، زود رنجي و.... اشاره نمود.

10- عدم استفاده از ذهن و بلا استفاده گذاشتن آن عامل مهم ديگر فراموشي است انجام مطالعه، حل نمودن جدول و ساير فعاليت هاي ذهني در طول روز ، به همراه تغذيه و  ورزش هاي مناسب مثل پياده روي و... نيز موجب سلامتي بدن شده و از بوجود آمدن برخي بيماريها از جمله آلزايمردر زمان پيري جلو گيري مي نمايد.

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392 | 9 AM | نویسنده : faramarz |

رايج ترين اشتباهي كه والدين عزيز در تربيت فرزندان خود دارند اين است كه انتظار و توقع دارند هر آنچه را كه مي گويند بايد فرزندشان قلبآ بپذيرد و آن را في الفور در عمل پياده سازند لذا به محض اينكه رفتاري غلط و اشتباه از آنها مي بينند شروع مي كنند به نصيحت و پند و اندرز دادن فرزندشان، اما به اين نكته مهم دقت نمي كنند كه معنا و مفهوم تربيت چيزي به مراتب فراتر و گسترده تر از اين حرفهاست و هرگز نبايد تربيت نمودن را با نصيحت نمودن يكي بدانيم چراكه بخش عمده اي ازشخصيت فرد در آن دسته از رفتارهايي شكل مي گيرد كه بصورت (غير كلامي) است و تنها بخش نا چيزي از اثر گذاري هاي تربيتي بصورت زباني و گفتاري حاصل مي شود بعبارت ساده تر كودك بيشتر از رفتار ما مي آموزد تا از گفتار ما. و بقول پروين اعتصامي:

 

 از گفته ناكرده بيهوده چه حاصل      كردار نكو كن كه نه سودي است زگفتار

 

اگر ما تربيت را فقط مساوي با تغيير رفتار در فرد بدانيم اين شيوه تربيتي را بايد  الگوي شرطي سازي بناميم چراكه در آن ، با بودن تشويق رفتار ادامه پيدا خواهد كرد و با نبودنش به سرعت از بين مي رود بنابراين بايد در تربيت فرزندان چنان عمل كنيم كه علاوه بر تغييردر رفتار، موجب عجين شدن و نهادينه و دروني شدن رفتار در فرد گردد در اين صورت است كه به بهترين مدل الگويي در تربيت دست خواهيم يافت مثالي ساده برايتان مي زنم : اگر به زغالي كه آتش آن خاموش شده و روي آن را خاكستر گرفته است بنگريد به ظاهر فكر مي كنيد ديگر به درد نمي خورد ولي  وقتي فوت  مي كنيد ، خاكستر كناري رفته و آتش درون آن خود را نمايان مي سازد . آري در تربيت فرزندان نيز بايد اينگونه عمل كنيم يعني بايد دنبال آتش درون باشيم  بايد او را اززنجير وابستگي هاي كلامي برهانيم  و با فراهم نمودن زمينه هاي مستعد او را به درون خويش بكشانيم و اين ممكن نيست مگر اينكه گفته هايمان را  با كردارمان يكي كنيم يعني بايد نخست خود را اصلاح كنيم و سپس به تربيت فرزندانمان همت بگماريم  بايد يادمان باشد كه بهترين نصايح در خويشتن فرد پنهان شده است و تنها آماده سازي  رواني را مي طلبد در اينصورت است كه فرد از عقل ديگري رها شده و به عقل خود دست  يافته و از نصيحت  خود سيراب مي گردد و نيازي به اندرزو نصيحت هاي عامرانه شما يا ديگران نخواهد داشت.

 



تاريخ : سه شنبه نوزدهم آذر 1392 | 9 AM | نویسنده : faramarz |
بدون شك اهميت دوستي بر كسي پوشيده نيست و شرايط زندگي اجتماعي امروزي نيز اقتضاء مي كند كه ارتباط مناسبي با ديگران داشته باشيم اگر فردي چنين توانايي و قدرتي را نداشته باشد نمي تواند زندگي شاد و موفقي را براي خود رقم بزند بنابراين لازم است براي افزايش ظرفيت دوست يابي خودمان به چند نكته ذيل توجه و دقت بيشتري داشته باشيم:

1- قدم اول را شما بر داريد :

اگر خوب بنگريد چهره هاي مستعد و پذيراي دوستي با شما را به آساني در اطراف خود خواهيد يافت يك ارتباط چشمي، يك لبخند كوچك، يك چهره مهربان و صميمي و... به شما در پيدا كردن و برقرار نمودن ارتباط خوب ياري مي رساند به شرطي كه پيام ارسالي شما نيز بايد مثبت، بجا، دوستانه، در زمان مناسب و درست بوده و تاثير خود را براي يك ارتباط و گفتگوي خوب به طرف مقابلتان برساند .

2- به ديگران عشق بورزيد :

حد اعلاي محبت ، عشق است اگر شما كسي باشيد كه علاقه مند به خدمت و درك و دوست داشتن ديگران و هم نوعان خود باشيد دوستان زيادي خواهيد داشت پس بايد وقت و انرژي بگذاريد و شور و شوق دوست داشتن و ارتباط را در وجودتان بالا ببريد.

3- شنونده خوبي باشيد :

با صبر و حوصله به حرف ها و درد دل هاي ديگران گوش دهيد يقينآ اين كاردر جلب دوستي طرف مقابل به شما كمك شاياني خواهد نمود.

4- هميشه به موضوع مشترك بپردازيد :

وجه مشترك ها را جستجو و دنبال كنيد و در صحبت كردن بيشتر به آنها بپردازيد اين عمل نشانه ارزش و احترام شما به افكار طرف مقابل تلقي شده و در تقويت و محكم تر شدن و صميت رابطه به شما كمك زيادي خواهد كرد.

5-  خودماني رفتار كنيد :

حذف برخي از قوانين خشك و دست و پا گير و رسمي در يك موقعيت و ارتباط دوستانه باعث مي شود به آساني و بدون تكلف با طرف مقابل گفتگو نماييد پس خودماني باشيد اما در حد تعادل .

6- خودتان را معرفي كنيد:

سعي كنيد فرصت پيش آمده را از دست ندهيد و در شرايط و زمان مناسب خودتان را معرفي نماييد اگر اين كار را نكنيد ممكن است كار برايتان دشور شود .

7- لبخند را فراموش نكنيد :

يادمان باشد هر چهره اي با لبخند زيباست و زيبايي عامل جذب است بر خلاف عبوس بودن كه عامل طرد مي باشد پس برخوردتان را با يك تبسم يا لبخند آغاز كنيد تا ديگران  را تحت تاثيرنفوذ خود قرار دهيد.

8- انعطاف پذير باشيد :

سعي كنيد مهارت هاي انعطاف پذيري را بيآموزيد و آنها رادر خودتان تقويت كنيد چون اين كار مهمترين عامل در برخورد با موانع سخت و دشوار خصوصآ در دوستي محسوب مي شود .

9- به عقايد و احساسات ديگران اهميت بدهيد:

اگر طرف مقابل ببيند كه شمااحساسات و عواطف او را بدرستي درك كرده و به عقايد اونيز احترام مي گذاريد قطعآ بسوي شما كشيده خواهد شد شما نيز سعي كنيد به او بفهمانيد كه چه احساسي نسبت به او داريد و چگونه آدمي هستيد. 

10- دل به دريا بزنيد:

براي بدست آوردن دوست ( البته دوست خوب ومخلص ) دل به دريا بزنيد و از بي اعتنايي و بي توجهي و احيانآ طرد شدن نگران و مضطرب نباشيد چراكه چيزي از دست نخواهيد داد اما اگر تحمل كنيد  بعد از مدتي دوستاني واقعي و با ارزش  و زياد خواهيد داشت و احساس خواهيد كرد كه بسيار غني شده ايد و آن موقع است كه از زندگي لذت بيشتري خواهيد برد.



تاريخ : یکشنبه دوازدهم آبان 1392 | 7 AM | نویسنده : faramarz |


اولين كسي كه دچار غرور گشت شيطان بود او از اطاعت و فرمانبرداري  خدا سر پيچي نمود و به همين سبب مقام ، منزلت و جايگاه خود را از دست داد و از درگاه خداوند متعال براي هميشه رانده شداز بين همه عبادت هايي كه شيطان انجام داده بود فقط 2 ركعت از نمازش مورد قبول خدا قرار گرفت شيطان نيز بخاطر اين 2 ركعت نماز سه خواسته از خدا نمود كه عبارت بودند از:

1- تا قيامت طول عمر داشته باشد.

2-از ديد بندگان پنهان و مخفي بماند.

3- بتواند در دل بندگان نفوذ نمايد. توضيح اينكه، دل انسان تنها قسمتي است كه شيطان نمي تواند در آن نفوذ كند پس اگر انسان مراقب دل خود باشد و آن را پاك نگه دارد راه نفوذ و آسيب شيطان را برخود خواهد بست.

بقول شاعر حاج آقاخراساني ( مقلب به جاويد):

دل اگر باشد خدايي ، سينه، سينا مي شود

هر كه رنجير منيت بگسلد ما مي شود

صورت و گفتار خوش معيار ماهيت مدان

    ذات هر كس در عمل تفسير و معنا مي شود

بطور كلي غرور سم است سم بسيار مهلك و كشنده براي شخصيت  انسان ، هر كسي كه دچار اين صفت بسيار زشت و رذيله شود قطعآ اثرات مخرب و ويرانگرش فرد و اطرافيانش را تحت تاثير خود قرار خواهد داد.

براي غرور نشانه ها و علائم زيادي وجود دارد ولي بطور خلاصه به هشت مورد مهم آن ذيلآ اشاره مي شود:

1- بي اعتنايي فرد به ديگران:

كسي كه مغرور است فقط خودش را مي بيند و مي پسندد لذا به خواسته ها، نيازها، حرفها، و... مردم بي اعتنا است .

2- ادب را رعايت نمي كند:

كسي كه به مردم بي اعتنا است هرگز فكر نمي كند كه من بايد بين مردم چگونه رفتار كنم لذا هرچه به ذهنش بيآيد را به زبان مي آورد جايي كه نبايد حرفي را بزند را مي گويد و در كل شرم و حياء و ادب براي چنين شخصي اصولآ معنا و مفهومي ندارد .

3- از دست دادن دوستان، آشنايان و اطرافيان:

غرور و تكبر فرد باعث مي شود مردم به مرور او را تنها بگذارند تا جائيكه حتي نزديك ترين افراد نيز دور و بر او خالي مي كنند و با او قطع رابطه مي كنند چون هيچ كس از يك فرد مغرور و از خود راضي خوشش نمي آيد اگر هم هستند معدود افرادي كه اطراف او هستند مطمئن بدانيد آنها نه بخاطر خود او بلكه بخاطر مقام و ثروت او هست كه با او ارتباط دارند همينكه آنها را از دست بدهد همه او را تنها خواهند گذاشت.

4-نگاههاي تحقير آميز:

اگر زير دست فرد مغروري كار مي كنيد يا به هر نحوي مجبوريد با او در ارتباط  باشيد واي به حالتان ، مگر اينكه صبر و حوصله زيادي داشته باشيد چون هر روز بايد طعنه، تحقير ، غر زدن ، نگاههاي حقارت آميز، و.... او را متحمل بشويد .

5-  رحم نكردن به زير دستان و ضعيفان:

فرد مغرور مانند يك برده با زير دستش رفتار مي كند  و اصولآ حرمت  و شخصيت  ديگران براي چنين شخصي معنا و مفهومي ندارد.

6- راه رفتن بصورت غير متعارف و غير عادي:

غرور و تكبراز طرزراه رفتن شخص  به وضوح پيداست  گاهي پا را به زمين مي كوبد و نگاههاي غير متعارفي به زمين و آسمان دارد سر، هميشه رو به بالاست بنحوي كه فكر مي كني او هرگز زير پايش را نگاه نمي كند .

7- در سخنان ديگران مي پرد:

فرد مغرور اصولآ چون خود را يك سرو گردن بالاتر از ديگران ميداند پس هميشه ميان حرف مردم مي پرد هميشه در پي تحميل نظر و عقيده خود به ديگران است . شخص مغرور و پر حرفي داشت آب مي خورد يكي از حاضرين در جمع مطلبي را مطرح كرد فرد همين طور كه آب مي نوشيد محكم پا را به زمين مي كوبيد كه صبر كنيد الآن خودم صحبت خواهم كرد.

8- اعمال و رفتار ديوانگان را انجام دادن:

غرور جلوي چشم عقل و دل فرد را مي گيرد لذا چنين فردي  براي رسيدن به خواسته هاي نا معقول خود ممكن است به هر كار غير منطقي دست بزند كه نتيجه جبران ناپذيري را براي خود و ديگران داشته باشد.



تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 | 9 AM | نویسنده : faramarz |


وجود مسائل و مشكلات و وقوع اختلافات در زندگي خانوادگي،‌اجتماعي و شغلي امري طبيعي و اجتناب ناپذير است اما آنچه در اين ميان مهم است اين است كه ما چگونه مي توانيم اين مشكلات را به نحو شايسته و مناسب مرتفع نموده و حل كنيم يا به طريقي مسالمت آميز با آنها كنار بيآييم.

لذا براي دستيابي به چنين توانايي و قدرتي ، بايد اصولي را حتمآ در حل اختلافات ياد گرفته و رعايت نماييم ذيلآ به دوازده  روش در اين خصوص اشاره مختصري مي نمايم:

1-زمانيكه رنجش، گلايه، سوء تفاهم يا اختلافي عارض مي گردد نخستين قدم آن است كه ناراحتي و خشم خود را كنترل كنيد و سعي نماييد بصورت سالم و سازنده از مهارت هاي حل اختلاف براي بر طرف نمودن مشكل ياري بجوييد سهل انگاري يا لج بازي و... قطعآ سبب مي شود مسائل روي هم انباشته شده و به مشكلي بزرگ تبديل شود و در آن صورت توان و قدرت شما براي بهبود و حل و فصل موضوع كاهش خواهد يافت.

2- هيچگاه مغرضانه و متعصبانه به موضوع ننگريد و سعي نكنيد نظر و عقيده خودتان را به طرف مقابل به زور تحميل كنيد بلكه براي حل مشكل بدنبال مصالحه و راه حل سوم باشيد بعبارتي ديگر راه حلي كه مورد پذيرش و قبول هر دو طرف باشد.

3-عجله نكنيد و في الفور به رفتار و گفتار طرف مقابل عكس العمل نشان ندهيد بلكه بحث و صحبت نمودن پيرامون برخي اختلافات را به زمان مناسب ديگر موكول كنيد تا نتيجه مثبت و دلخواه از گفتگو عايد شما گردد.

4- اگر دوست داريد اختلاف موجود به سادگي و بدون تنش حل و فصل شود بايد مراقب لحن سخن گفتن و طرز رفتار و حركات خود باشيد اينطوري از واكنش منفي طرف مقابل به قدر زيادي كاسته مي شود پس پرخاش نكنيد، از تحقير و تمسخر و سرزنش بپرهيزيد، با طعنه و دو پهلو سخن نگوييد بلكه در حل اختلافات واضح،صريح و روشن خواسته ها و حرفهاي دلتان را بيان كنيد تا نقطه كور و مبهمي بين گفتگوهاي شما وجود نداشته باشد.

5-جملات محاوره اي خودتان را با كلمه(تو) شروع نكنيد زيرا طرف مقابل دچار احساسات منفي شده و احساس مي كند كه شما نه تنها او را درك نمي كنيد بلكه درباره او نيز قضاوت و برداشت نادرستس هم داريد پس سعي كنيد جمله خود را با كلمه(من) آغاز نماييد تا بدين شكا به طرف مقابل بفهمانيد كه اين حرفها يي كه مي زنيد احساس و استنباط شما است حداقل فايده اين روش آن است كه باعث مي گردد اختلافات گذشته و قديمي تشديد نشود.

6- يادمان باشد هدف از گفتگو نمودن حل اختلاف است نه دعوا و نزاع، پس بايد از تخليه احساسات منفي تان پرهيز نماييد و از بكار بردن الفاظ ريك و نا مناسب و حركات زشت جدآ خود داري كنيد.

7-هيچ كس از آنچه كه در مغز شما مي گذرد آگاه نيست و نيز قادر نيست حرفهاي  ناگفته دلتان را بفهمد پس هرگز سعي نكنيد با اخم نمودن، حرف نزدن، قهر كردن و بد اخلاقي و ساير رفتارهاي غير عقلاني ناراحتي خود را به طرف مقابل انعكاس دهيد شما اگر ناراحتيد و آزرده خاطر هستيد آن را محترمانه و معقولانه بگوييد تا با گفتگو بتوانيد آن را حل كنيد.

8- خودخواه نباشيد و به طرف مقابل نيز اجازه صحبت بدهيد تا حرف ها، خواسته ها و احساسات خود را بيان نمايد پس ميان كلام او نپريد اين طوري فرصتي مناسب براي گفتگوي منطقي و سازنده بوجود خواهد آمد.

9- ضمن اينكه از طرف مقابل انتقاد مي كنيد و در مورد رفتار درست يا اشتباه او حرف مي زنيد اگر اشتباهي نيز از شما سر زده باشد اين جرات را داشته باشيد تا از او معذرت خواهي كنيد يادمان باشد اشتباه نمودن امري عادي است پس از قبول آن واهمه و هراس به دل راه ندهيد اگر اين جمله را به خودتان بقبولانيد و ابتدا خودتان را بخاطر اشتباهتان ببخشيد يقين داشته باشيد در آن صورت قدرت معذرت خواهي و بخشيدن ديگران را نيز بدست خواهيد آورد.

10- اگر اختلافات شما عميق، ريشه دار و زياد است سعي نكنيد همه را يكجا مطرح كنيد چون بحث همزمان چندين موضوع ضمن اينكه خسته كننده بوده و توان و قدرت شما را كاهش ميدهد مسئله را پيچيده ترنيز مي كند پس بهتر آن است هر بار پيرامون يك موضوع بحث و گفتگو داشته باشيد.

11- اگر مي خواهيم در طرف مقابل تغيير ايجاد كنيم و براي هميشه به اختلافات اساسي مان پايان دهيم بايد سعي كنيم ابتداء تغيير را از خودمان آغاز نماييم يعني قدم اول براي يك ارتباط و گفتگوي سازنده و حل اختلافات تغيير نگرش و رفتاردر خودمان است.

12- برخي ها هميشه بدنبال پيدا نمودن نقاط ضعف طرف مقابل هستند تا بدين طريق از آنها بر عليه او و براي كوبيدنش بهره بجويند اما اين كار درستي نيست چرا كه بر آتش اختلافات مي افزايد پس به رفتار طرف مقابل انتقاد كنيد ولي هميشه بدنبال پيدا نمودن راهي باشيد كه علت ها را حل كند .



تاريخ : دوشنبه هشتم مهر 1392 | 9 AM | نویسنده : faramarz |

مشاوره فرآيندي پويا و فراتر از مشورت دادن ساده به مراجع در مورد يك مشكل يا مساله محسوب مي شود چراكه مشاوره را بايد يك جريان دانست جرياني از فعاليت هاي شناختي، تشخيصي و نيز رفتاري كه مشاور، در حين دعوت نمودن از مراجع به همكاري و همراهي نمودن، وظيفه و مسئو ليت سامان دادن به آن جريان را نيز برعهده دارد.

بطور كلي مشاوره يك فعاليت ويژه است كه شامل شروع و آغازين، مياني و پاياني را در برگرفته و با همكاري مشاورو مراجع انجام مي پذيرد بايد توجه نمود كه در اين ارتباط انساني معنا دارو با تكيه بر مهارت ها و تجربه هاي سودمند عناصر زيراهميت بسيار مهمي دارد:

 1- بايد در ارتباط مشاور و مراجع از روشها و فنون موثر ارتباطي استفاده نموده و ارتباط بايد كاملآ قاطعانه،صميمانه، عميق و پايدارباشد.

2- اجازه ورود مشاور به زندگي خصوصي مراجع فقط بايد بر اساس اعتماد مراجع به مشاور باشد و نبايد مشاورسر خود در امور شخصي او دخالت نمايد.

3- مشاور هرگز نبايد بجاي مراجع تصميم بگيرد بلكه بايد بكوشد تا مراجع را براي تصميم گيري براي سامان دادن و نيز بهبود وضعيت ترغيب و تشويق نمايد و تا زمانيكه انديشه و فكر اشتباه و غلط اصلاح و عوض نشده هرگز زمينه و شرايط براي اصلاح و درمان بوجود نخواهد آمد.

4- مشاور بايد تا رسيدن و حصول به نتيجه نهايي و قطعي براي اصلاح و درمان مراجع نظارت مستمر و پيگير داشته باشد .

5- هميشه ارتباط مهمترين و اساسي ترين ركن مشاوره است پس مشاور نبايد حد اعتدال را فراموش نمايد چون افراط در اين كار موجب وابستگي و تفريط سبب بريدگي مراجع به مشاور خواهد شد و نتيجه كار را خراب ميكند.

6- مشاوربايد با دادن راهكارهاي اميدوار كننده و با اخطارهاي به موقع و مناسب و كاملآ بجا به مراجع بينش و راهنمايي لازم را ارائه دهد تا نگرش و طرز فكر نادرست مراجع اصلاح شده و گرايش هاي واقع بينانه و منطقي جاي آن را بگيرد و تنها در اينصورت است كه رفتارهاي نا صحيح و نا هنجار به رفتارهاي درست و بهنجار تبديل مي شود.



تاريخ : یکشنبه دهم شهریور 1392 | 1 PM | نویسنده : faramarz |


برخي از والدين نا آشنا به مسائل تربيتي با رفتارهاي نا صحيح خود كه در تربيت نمودن كودكشان بخرج ميدهند موجب بروز برخي مشكلات روحي و رواني در آنها مي شونند مثلآ زمانيكه مي بينند كودكشان چپ دست هست و بر خلاف معمول ساير كودكان كارهاي خود را با دست چپ انجام مي ندهد بخاطر برخي ملاحظات و عقيده اي كه دارند سعي مي كنند فرزندشان را بر خلاف ميل و علاقه و نيز راحتي خودش وادار به راست نويسي كرده و او را بدين تربيت به راست نوشتن عادت دهند اما غافل هستند كه با اين كارشان ممكن است سبب بروز لكنت زبان در كودك شوند.

اگر بخواهيم علت آن را بطور مختصر بيان كنيم بايد ابتدا بدانيم كه لكنت زبان يك ضايعه عضوي تكلمي در كودكان بوده و در واقع نوعي ترمز عصبي محسوب مي شوداز عواملي كه در ايجاد آن دخيل هستند ميتوان به قانون وراثت، احساس ترس و وحشت، تحقير و بي اعتنايي و يا تمسخركودك، هياجانات منفي و فشرده روحي، ضايعه مغزي و.... اشاره نمود.

يكي از عوامل  ايجاد كننده هم رفتارهاي غلط و اشتباه والدين است همانطوريكه ميدانيم قسمتي از مغز انسان وظيفه اش كنترل اعمال و حركات دست و پاي فرد است و اين ناحيه همچنين مسئول  كنترل بر كارهاي سازمان تكلمي و گفتاري را نيز هست بنابر اين مختل شدن يكي از آنها امكان دارد باعث به هم ريختگي و مختل شدن كارهاي ديگري گردد و درست به همين علت است كه اختلال در كار دستها ميتواند موجب پيدايش عارضه تكلمي يا همان لكنت در كودك شود پس به والدين عزيز توصيه مي كنم درتربيت كودك خصوصآ در دوراني كه زبان به سخن مي گشايد دقت و توجه بيشتري نمايند.



تاريخ : چهارشنبه ششم شهریور 1392 | 10 AM | نویسنده : faramarz |

لئن شكرتم لازيدنكم ( اگر شكر كنيد نعمت شما را افزون خواهم كرد) سوره ابراهيم (14) آيه7

خداوند با نزول چنين آياتي انسانها را متوجه اين نكته حساس و مهم تربيتي مي سازد كه تمام نعمت هايي كه به انسان رسيده در حقيقت از جانب اوست و نيز همه موجودات واسطه هاي فيض او هستندپس ما نيز بايد بوسيله عقل و شعوري كه خدا به ما عطا فرموده بايد تفكر كنيم وبدانيم كه همه دستورات الهي براي آرامش روحي و سعادت و خوشبختي و آسايش دنيا و آخرت ماست اما متاسفانه غفلت ورزيده و راه را از بيراهه تشخيص نمي دهيم.

خداوند در خلقت انسانها خمير مايه اش را چنان سرشته است كه وقتي نعمتي از كسي به او مي رسد سه حالت در او بوجود مي آيد: 1- حالت تواضع و علاقه نسبت به صاحب نعمت ، پس سعي مي كند او را به قلب دوست داشته باشد2- به زبان از او تشكر و سپاسگزاري كند 3- در عمل نيز نعمت  را در مسيري كه سبب رضايت صاحب مال است بكار مي بندد . اينها همان معناي شكرو تشكر است پس كسي كه اين كار را انجام ندهد فردي ناسپاس بوده كه قدر و ارزش نعمت دريافت شده را درك نمي كند.

بنابراين براي اينكه روحيه شكرگزاري در انسان تقويت گردد بايد متوجه باشد كه همه نعمت ها يي كه او را احاطه كرده عنايتي از سوي خداست نه اينكه غفلت نموده و نعمت ها را مستقل فرض كند ( شكر قلبي) سپس تلاش كند اين لطف را با شكر به درگاه بي نيازخداوند بجا آورد (شكر زباني) در برابر سختي هاي زندگي نيز بردباربوده و در همه حال شاكر باشد و با پرهيز از محرمات نعمت ها را در مسير درست و حلال كه موجب جلب رضايت خداست خرج نمايد(شكر عملي). اگر انسان توانست اين سه مرحله را پشت سر بگذارد مستوجب افزايش نعمت مي گردد. پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد: كسي كه نعمت الهي را مصرف كند و شكر نمايد اجر و ثوابش همانند كسي است كه در راه خدا روزه گرفته است.

شكر انسان فقط در نعمت ها خلاصه نمي شود بلكه اگر گرفتاري و مصيبتي نيز به او رسيد بايد خدا را شكر كند و راضي به رضاي او باشد چون مي توانست مصيبت و بلا بدتر و بيشتر از آن مي بود و بخاطر همين است كه گفته شده مصيبت ها غرور انسان را مي شكند و او را متواضع مي سازد و متوجه اشتباه خود مي كند.

اما شكر آثار و بركاتي براي انسانها دارد كه به سه مورد مهم آن ذيلآ اشاره مي شود:

1- محبت به خدا در دل انسان افزايش مي يابد و اين توفيق است كه به لطف خدا نصيب بنده اش مي شود و بايد دقت گردد كه اين توفيق براي انسان، خود شكر ديگري را مي طلبد.

2- نعمت خدا بربنده شاكر بيشتر شده و استمرار پيدا مي نمايد.

3-از عذاب الهي نيز كه ناشي از ناسپاسي و نافرماني اوست مصون مي ماند. خداوند در سوره ابراهيم مي فرمايد: ( و لئن كفرتم ان عذابي لشديد: يعني اگر ناسپاسي كنيد قطعآ عذاب من سخت خواهد بود).

متاسفانه برخي انسانها نماز و سايرفريضه ها و برنامه هاي زندگي و تربيتي حيات بخش اسلامي را كه در حقيقت تشكر و سپاس از خالق هستي و دعا و استغاثه به درگاه ربوبيت است را بخاطر ترس و وحشت از عذاب الهي يا به طمع بهشت بجا مي آورند اين قبيل افراد حتي بدون اينكه كودكشان را با هدف و فلسفه و حكمت نماز و روزه و... آشنا سازند به اجبار مي خواهند كه او نماز بخواند، روزه بگيرد و... آيا اين روش غلط يعني زور و ايجاد وحشت در دل كودك با روش تربيتي كه اسلام برايمان مشخص نموده است جور در مي آيد؟ اين قبيل افراد راه را به خطا مي روند و با اين روش اشتباهشان از كودكان خود جواناني عادت داده شده به ترس بار مي آورند كه در آينده همه كارهاي خودشان را نه از روي منطق و عقل كه با ترس انجام مي دهند و بدين صورت شخصيت فردي و اجتماعي خودشان را هميشه بصورت منفي خدشه دار مي سازند.

آري اگر ما به كودكان خود تفهيم كنيم كه مجموعه اين اعمال بخاطر تشكر و سپاس از نعمات خداوندي و نيز بخاطر سلامتي جسمي و روحي خود ماست در اينصورت خواهيم توانست در دل معصوم و كوچك كودكان محبت و عشق به خداوند را بوجود آوريم و از آنها فرزنداني با شخصيت مثبت، ممتاز و عالي پرورش دهيم كه نه به اجبار و زور و نه از روي ترس و وحشت بلكه صرفآ بخاطر احترام به خالق و نيز سعادت و سلامت خود و جامعه هرگز دنبال كارهاي گناه آلود و معصيت نروند آري براي دستيابي به چنين شخصيت والايي بايد كمر طاعت ، بندگي ،شكر و آزادگي را بر بست و كمر ناسپاسي ، ريا و تزوير را شكست.



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392 | 10 AM | نویسنده : faramarz |

اگر براي لحظه اي كوتاه به خاطرهاي پيش از ازدواج با همسرتان بر گرديد بيآد مي آوريد كه حاضر بوديد همه دارو ندارتان را بدهيد ولي لحظه اي غم را در چشمان زيباي او نبينيد چه كارها كه براي بدست آوردن و نفوذ در دلش انجام نمي داديد او را به ناهار يا شام دعوت مي كرديد ، نامه ها، كارت پستالها، پيامك هاي عاشقانه و پر از احساس براي او مي نوشتيد، و.... حالا پس از ازدواج نيز بايد سعي كنيد همه روشها و شيوه هاي جلب محبت را بكار ببريد تا به او بفهمانيد كه هنوزم چقدر او را دوست داريد و تا چه اندازه وجود او برايتان اهميت دارد اما اين ابراز محبت نيز مانند بسياري ديگر از كارها نيازمند به رعايت شيوه هاي خاصي است كه امكان دارد با روشي كه مورد استفاده شمااست متفاوت بوده و فرق داشته باشد. معمولآ براي ابراز محبت و احساسات عاطفي و برقراري ارتباط مثبت و سازنده سه روش مختلف وجود دارد كه بطور خلاصه به آن مي پردازم:
1-روش نوازش و تماس فيزيكي: زماني شما دوست داريد يك ارتباط لمسي با همسرتان داشته باشيد كنار او بنشينيد و ضمن اينكه چشم در چشم بدون اينكه حرفي رد و بد شود يه دنيا معنايي پر مفهوم را براي هم زمزمه كنيد موهاي همسرتان را نوازش نماييد، بوسيله دستهايتان حلقه گلي ساخته و بر گردن بلورين او باندازيد ، يا گاهي نيز كه شديدآ دلتنگ مي شويد سر بر شانه او گذاشته و دشت سينه او را با باران محبت خود سيراب سازيد و... اين روش مي تواند شما رو در رسيدن به آرامش روحي و رواني بسيار كمك نمايد يادتان باشد يكي از عوامل آرامش انسان بودن در كنار همسري خوب و مهربان است.
 2- روش گفتاري و شنيداري: اين شيوه نيز به وقتش بسيار كارساز است شما دوست داشتن خود را بايد كه به زبان نيزجاري كنيد تا همسرتان بشنود و بداند كه واقعآ او را چقدر دوست داريد برخي ها متاسفانه درگفتن همين كمله(دوست دارم) نيز خساست بخرج ميدهند.
 3- روش بينايي: شما نه تنها در گفتار ، بلكه در عمل نيزبايد دوست داشتنتان را به همسرتان ثابت كنيد اين كار را مي توانيد با خريد يك هديه، بردن به گردش و تفريح،‌نوشتن نامه و پيامك هاي محبت آميز در مناسبت هاي خاص، وساير كارهايي كه به چشم بيآيد انجام دهيد تا او به عينه ببيند كه چقدر به فكرش بوده و او را دوست داريد.
بايد توجه نماييد كه زمان و موقعيت بكار گيري اين سه روش با هم متفاوت اند و شما ميتوانيد متناسب با شرايط و روحيه همسرتان يكي از حالت هاي فوق را انتخاب كنيد.اما اگر نتوانيد موقعيت را با روش مناسب خوب تشخيص بدهيد به نتيجه دلخواه نخواهيد رسيد بعنوان مثال اگر روز تولد همسرتان باشد قطعآ آن روزدر وضعيت بينايي (منتظر دريافت هديه و دسته گل از طرف شما) خواهد بود حالا اگرشما به هر دليلي آن روز با اهميت را فراموش كرده باشيد ، يا يادتان رفته باشد برايش كادو بخريد يا زمان و فرصت خريد برايتان نبوده و... مطمئن باشيد در اين حالت خط هايتان با هم تلاقي خواهد كرد و شما با روش گفتاري و لمسي هرگز نخواهيد توانست دل همسرتان را بدست آورده و او را از خود راضي كنيد ودر نتيجه آن شب قشنگ را از دست خواهيد داد.
يا مثالي ديگربرايتان مي زنم : ممكن است همسرتان به شما بگويد "فكر كنم تو مرا ديگر دوست نداري" و شما از اين حرف او ناراحت شده و به او بگوييد" عزيزم، چطور اين حرف را مي زني من همين ديروز بود كه برايت هديه خريدم" ولي شما به اين نكته توجه نمي كنيد كه همسرتان ديروز در وضعيت بينايي بود و امروز او در وضعيت شنيداري است. بنابراين اگر بتوانيد از هر سه روش( لمسي، شنوايي، بينايي) در جاي مناسب خود استفاده كنيد مطمئن باشيد هميشه همسرتان را از خود راضي نگه خواهيد داشت اما اگر موقعيت شناس نبوده و بدرستي نتوانيد اين سه حالت را از هم تفكيك نماييد هميشه خط هايتان با همديگر تلاقي نموده و در اكثر مواقع شاهد بگو مگو و مشاجرات لفظي با همسرتان خواهيد بود پس بهتر است خجالت نكشيد و اگر هم نمي دانيد صريحآ از همسر خود در اين مورد سوال نماييد كه او چه روشي را ترجيح ميدهد و مي پسندد.


تاريخ : دوشنبه هفتم مرداد 1392 | 11 AM | نویسنده : faramarz |

مسلمآ هيچ يك از هيجانات غيرعقلاني ما باندازه دلهره و افسردگي نتوانسته  براي انسان مشكل آفرين باشد چراكه هيجاناتي مثل ترس و خشم و... مقطعي و زودگذراست اما براي انسان بسيار سخت و دشوار خواهد بود كه بتواند دروضعيت و موقعيت هاي بحراني جلوي نگراني خود را گرفته و مضطرب نشود بنابراين هرجا سخن از نگراني بوده افسردگي نيز بدنبالش آمده است با اين حساب كه هر دوي آنها را بايد يك پديده دانست  نه دو حالت مستقل و جدا از هم ، و تنها وجه مشتركي كه با هم دارند اين است كه هر دو آنها به محض به كار افتادن مثل چسب به افكار انسان مي چسبند وفعال باقي مي مانند درست به همين دليل است كه افسردگي بين انسانها و خصوصآ ميان زنان بعد از زايمان بسيار شايع و رايج است.

  كودكان شيريني زندگي اند و به آن معنا و مفهوم ، جلوه و زيبايي خاصي مي بخشند خانه اي كه در آن صداي كودكي سكوت و خلوت سنگين شبانه اش را نشكند، باغچه زندگانيكه غنچه اي براي شگفتن نداشته باشد بسياربي روح، سرد و غم انگيزاست ولي تولد كودك نيز با همه شادي، نشاط و هيجاني كه دارد مي تواند براي مادري كه 9 ماه او را از شيره جان خود پرورانده غم و غصه و افسردگي را به ارمغان آورده و يك تغيير و دگرگوني روحي را دراوايجاد نمايد اين احساس تلخ كه قسمت اعظمي ازوجود را درگير خود ساخته قادر است غم كوتاه مدت وحتي افسردگي عميق و طولاني را با خود داشته باشد كه به آن افسردگي پس از زايمان گفته مي شود اين افسردگي رايجترين و شايع ترين تجربه بعد از زايمان است بطوريكه 85 درصد مادران در روز هاي اول زايمان اين تجربه ناراحت كننده را احساس مي كنند .

اما دليل اين احساس بد و موذي را بايد در افزايش سطح استروژن و پروژسترون موجود در بدن زنان باردار جستجو كرد كه در طي دوران بارداري افزايش مي يابد و بعد از فارغ شدن و وضع حمل بشدت افت مي كند و اين به سرعت بر روي روحيه فرد تاثير نامطلوبي مي گذارد ولي بعد از مدتي كه سطح هورمون متعادل شد به مرورو بدون نياز به پزشك بر طرف مي شود اما در اين زمان، استراحت خوب ، تغذيه مفيد و مغذي، همكاري و كمك سايرين در مراقبت ازنوزاد و انجام امورات خانه ميتواند در جلو گيري از احساس تنهايي و بهبود وضعيت روحي فرد بسيار مهم باشد اما در 15 درصد از ماردان اين احساس افسردگي به مدت بيشتر از دو هفته( افسردگي عميق) ادامه مي يابد فرد در افسردگي عميق احساس غم، سر خوردگي، نا اميدي، تنهايي، گريه، زود رنجي، ناتواني و..... دارد در نگهداري از كودكش احساس بي تفاوتي مي نمايد و كم كم به اين نتيجه مي رسد كه اميدي براي بهبود اوضاع و شرايط نيست لذا ممكن است در چنين حالتي مادر احساس بي ارزش بودن نمايد و دليلي براي زنده ماندن خود حس نكند پس امكان دارد حتي برخي ها به خودكشي هم بانديشند پس لازم است شخص مبتلا فورآ به پزشك مراجعه كرده و تحت درمان قرار گيرد حالا درمان ميتواند شامل صحبت كردن با مشاور، رژيم غذايي خوب، استراحت، ورزش مناسب و حتي ساير حمايت هاي اجتماعي و نيز استفاده از داروهاي ضد افسردگي و... باشد.عواملي مثل شرايط بد و نامناسب  و فشار روحي و رواني، رخ دادن برخي اتفاقات ناگوار در زندگي از قبيل از دست دادن شغل يا يكي از عزيزان و.... مي تواند اضطراب و نگراني را در فرد چند برابر نمايد و وضعيت بد روحي او را شديد تر كند.

از جمله كمك هايي كه ميتوان براي بهبود فرد مبتلا به افسردگي نمود به چند مورد اشاره مي شود:

1-اكثر ما تصور اشتباهي كه در مورد نگراني داريم اين است كه فكر مي كنيم اگر زماني اتفاق بدي براي ما رخ دهد بايد همه توجه خودمان را به آن معطوف كنيم و هرگز نبايد بي خيال آن شويم و اين تصور باطل سبب مي شود كه ما نه تنها فكر كنيم كه نگراني ها غير قابل اجتناب و حل شدن هستند بلكه باور كنيم كه آن موقعيت بد و رعب آور كه برايمان پيش آمده است هرگز به خودي خود از بين نخواهد رفت پس بهتر است در اينگونه مواقع علاوه بر اينكه فرد افسرده را تشويق به مشورت و مراجعه به پزشك مي كنيد توجه، عشق و علاقه خودتان را به او افزايش دهيد تا او بيشتر احساس حمايت نمايد ضمنآ با او زياد صحبت كنيد تا  احساس تنهايي نكند و به حرفهاي او كاملآ گوش دهيد به او يادآوري كنيد كه احساس نگراني و اضطراب را از خودش دور سازد.

2- به او متذكر شويد كه گذر از دوران بارداري و مادر شدن كار ساده اي نيست و او نيز مانند بسياري از زنان ديگر فقط دچار افسردگي شده است و مي تواند آن را جبران و حل نمايد پس نبايد هرگز خود را سرزنش و ملامت نمايد هر زماني هم كه فكر مي كند افسردگي به سراغش آمده است كارهاي مختلفي انجام دهد مثلآ كتاب بخواند، براي تفريح و گردش با خانواده به بيرون برود، يا به دوستش زنگ بزندو..... اينگونه مسائل ذهنش را ازاثرات منفي و مخرب افكار نگران كننده دورمي سازد.



تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم تیر 1392 | 10 AM | نویسنده : faramarz |

اگرچه توانايي ذهني كودكان در حدي نيست كه مثل بزرگترها انديشه هاي خودشان را با منطق و استدلال بيان نمايند اما به سادگي ميتوانند واقعيت هاي دروني و فردي شان را با قلم به تصوير كشيده و انعكاس دهند شايد دليل نقاشي كودك حس هنردوستي و در واقع حساسيت و (من) عميق او باشد شايد هم دليلش ناتواني آنها ازبيان واقعيت ها ي موجود است بعبارت بهتر ناشي از ترس و هراسي است كه برخي والدين ناآگاه از مسائل تربيتي در دل كوچك و معصوم آنها ايجاد كرده اندو كودك بدين طريق مي خواهد واقعيات زندگي اش را براي ديگران روشن نمايد وشايد هم ....

دليل نقاشي كودك هر چه باشد بايد توجه نمود كه هر كودك روانشناسي مخصوص به خودش را دارد چراكه دنياي او با دنياي ديگر كودكان بسيار متفاوت است او احساسات ، تخيلات، شخصيت و مسائل عاطفي و روحي خودش را مي خواهد در خارج از ذهن از طريق نقاشي نشان دهد لذا دقت ، بررسي و تشخيص نقاشي كودك از جنبه هاي مختلف مي تواند ما را در شناخت روحيات و گرايش هاي او كمك و ياري كند.

ذيلآ به 10 نكته مهم در نقاشي كودك اشاره كوتاهي مي شود:

1-معمولآ كودك بعد از 6 ماهگي كه رشد حركتي در او شروع مي شود ادراك تصوير بدني در او شكل ميگيرد او تا آن زمان آگاهي از خودش ندارد.

2- كودكان متناسب با رشد هوشي شان در 3 و 4 سالگي به رسم برخي از اشكال هندسي مثل دايره و مربع و در 7 سالگي به رسم لوزي مي پردازند بنابراين سبك و شيوه نقاشي آنها قدم به قدم در حال تغيير و دگرگوني است .

3- معمولآ سه نوع نقاشي براي شناخت و آزمون شخصيت كودك وجود دارد الف: نقاشي كه از قبل تعيين شده است مثل ترسيم يك درخت يا يك خانه ب: نقاشي با موضوع آزاد و به انتخاب خود كودك ج: نقاشي تلفيقي از دو مورد فوق ، كه اكثرآ كاربردش بيشتر است.

4- قسمت بزرگي از زندگي كودك در خانه و نيز مدرسه مي گذرد بنابراين اين مكانها در نقاشي او حائز اهميت فراواني است نقاشي خانواده در واقع نشانگر وضعيت رفتاري و روحي و رواني اعضاء خانواده با همديگر و نيز با كودك مي باشد بنابراين كودك هميشه به خانه بيشتر ازيك سر پناه و بعنوان پناهگاه و محل آرامش خود مي نگرد .

5- در نقاشي كودك به اين نكته مهم توجه كنيد كه آيا او خودش را نقاشي مي كند يا نه؟ اگر نقاشي مي كند خودش را در كنار چه عضوي از خانواده رسم مي كند؟  اولين كسي كه نقاشي مي كند چه كسي است؟ توجه با اين مسائل ازاين جهت مهم است كه موقعيت وارزش و جايگاه كودك  در خانواده مشخص مي شود اگر كودك به خودش ارزش قائل باشد حتمآ خودش را در نقاشي كنار كسي كه دوستش داشته و او را از بقيه قدرتمند تر احساس مي كند نقاشي خواهد كرد و معمولآ در چنين مواقعي او فرد مورد علاقه اش را با دست هاي بزرگ ترسيم خواهد نمود.

6- هميشه ضمن اينكه به كودك اجازه مي دهيد تا خودش زبان خودش باشد به او فرصت دهيد تا بدون اضطراب و فشارهاي روحي، مسائل دروني اش را بوسيله نقاشي نمودن براي شما بيان نمايد جراكه نقاشي يك ابزار برون فكني به حساب مي آيد بعنوان مثال خروج دود از دودكش خانه اي كه كودكتان رسم نموده است نشان ميدهد در آن خانواده حيات و زندگي گرمي در جريان است و شما اين گرمي و حرارت را كه از عمق وجود كودكتان بيرون مي آيد  مي توانيد درورق نقاشي او احساس كنيد.

7- اگر كودك در اثر رفتار غلط والدين احساس تبعيض،طرد شدن و بيگانگي نمايد اين احساس او را به فرورفتن در خود مبتلا ساخته و كم كم خود را از اعضاء خانواده جدا مي سازد و به طرف انزوا و گوشه گيري كشيده مي شود رنگ هاي نقاشي كودكاني كه وضعيت روحي و رواني نا مطلوبي را در خانواده دارند ودر اغلب مواقع  دچار تنهايي، اضطراب ، استرس و وحشت شبانه هستند  سياه و تيره است  پنجره هاي خانه نقاشي شده او كوچك و به شكل زندان است زنداني كه والدينش با محدوديت ها و ممنوعيت هاي غير اصولي و نادرست برايش ساخته اند از دودكش خانه نقاشي او هرگز دود محبت بيرون نمي آيد درب منزل كودكاني كه شربت محبت والدين را نچشيده اند تنگ و باريك است و ديوارهاي بلند بي اعتمادي طوري خانه ترسيمي كودك را محصور نموده است كه گويا راه نفوذي به اين قلعه بي دروجود ندارد اگر كودك فرزند طلاق نيز باشد و يا سر پرست او ازدواجي مجدد داشته باشد كودك در نقاشي اش كل خانه را به دو قسمت تقسيم مي كند يعني دو درب مجزا ، دو دودكش و...

8-در نقاشي كودك خورشيد نماد پدر و دريا سمبل مادر است  خانه اي پر از گل و گياه و درخت با دودكشي پر از دود، دربهاي بزرگ ، فضايي وسيع و دلباز در نقاشي كودك نشانگر خانواده اي پويا و شاد با روابط عاطفي بالا و مطللوب است .

9- اگر ازكودك گوشه گير، خجالتي كه هميشه در شك و ترديد و اضطراب بسر مي برد و اعتماد به نفس پاييني دارد بخواهيد كه برايتان نقاشي كند از نقاشي نمودن به نحوي طفره مي رود  او براي كشيدن خطوط  هاي مستقيم از خط كش استفاده مي كند بر عكس اگر از كودكي كه بطور اصولي تربيت شده و اعتماد به نفس بالايي دارد انجام همين عمل را بخواهيد في الفور نقاشي مي كند و آن را نيز به همگان نشان ميدهند .

10- به صفحه كاغذ كودك توجه و دقت كنيد كودك منزوي و كم رو هميشه نقاشي اش را در گوشه صفحه نقاشي مي كند بر عكس، كودكي كه اعتماد و اتكاء به نفس بالا دارد او نقاشي خود را درست در وسط صفحه جاي ميدهد. ضمنآ اگر كودك نقاشي هايي مكرر از صحنه هاي دعوا و خشنونت ترسيم مي كند بيانگر وجود نوعي ترس و نگراني در عمق وجود كودك و علاقه شديد او به پرخاشگري و عصيان است.



تاريخ : یکشنبه شانزدهم تیر 1392 | 9 AM | نویسنده : faramarz |

آنچه كه مسلم است اين است كه قرار نيست هميشه پيشرفت مراحل جنسي در انسان به راحتي ، با سهولت ،  بطور كامل و بي نقص انجام شود  فلذا امكانش وجود دارد در طي اين مراحل و پيشرفت ها برخي حالات و تغييرات غير عادي خواسته يا ناخواسته نيز به وقوع بپيوندد و به نحوي مسيرغريزه جنسي فرد را تحت تاثيرخودش قرار دهد بدين معنا كه ممكن است همه اجزاء غرايز جنسي شخص از منطقه زايش يعني آلت تناسلي او تبعيت و پيروي ننمايند و در اين ميان يكي از آنها براي خودش بصورت مستقل باقي بماند  اين چنين حالتي را انحراف جنسي مي گويند كه ميتواند ناشي از واپس زدگي ها ، سد ها و موانع  متعدد و گوناگوني باشد كه در سر راه پيشرفت مراحل جنسي افراد در زندگي بوجود آيد.

انحراف جنسي اگرگسترش يافته و تقويت شود حتي ميتواند جايگزين هدف و كاركرد عادي و معمولي جنسي فرد نيز شود و رفتار جنسي اش را شديدآ تحت الشعاع خود قرار دهد براي روشن شدن مطلب مثالي برايتان مي زنم ميل به مكيدن يكي از اجزاء غريزه جنسي بحساب مي آيد حالا اگر اين ميل و غريزه در طي مراحل پيشرفت جنسي مستقل باقي بماند فرد در عمل جنسي اش بيشتر از راه مكيدن به اوج لذت جنسي خواهد رسيد نه از راه مقاربت عادي اش.

البته بايد اضافه نمود معمولآ اين حالت انحراف جنسي در هر دو جنس يعني مذكر و مونث امكان وقوع دارد و بعد از بروز نيز سبب مي گردد كه فرد مذكور در دوران بلوغ كه زمان گسترش و اوج لذت جنسي است تمايل و گرايش به همجنس خواهي نيزپيدا نمايد و اگر شدت شرايط موجود در اين امر زياد باشد با مهيا شدن عوامل فرد فقط همجنس خواه مي شود.

گاهي نيزاتفاق مي افتد فرد در اثر رفتارها و اعمال نادرست خانوادگي و نيز شرايط ناجور و نامناسب محيط اجتماعي به نوعي بلوغ مصنوعي مبتلا شود اين بلوغ كه بلوغ جعلي نيز نامگذاري شده است تفاوت فاحش و چشمگيري با بلوغي كه بصورت طبيعي در فرد ظاهر مي شود دارد بدين معنا كه علت و سبب اين بلوغ همانا ترشحات غير معمول و غيرعادي اندروژنهاي فرد از طريق غده هاي مترشحه در تخمدان است در اين وضعيت  معمولآ كوچكترين تحريكي از سوي هيپو فيز و نيز ديگر غده هاي جنسي در فرد مشاهده و ديده نمي شودو آنچه كه هست فقط افزايش و زياد شدن مقدار اندروژنها ست كه باعث مي شود خصوصيات جنسي فرد بصورت افراط گونه اي ظاهر گردد و بجاي اينكه دختر حالت زنانه داشته و آن خصوصيات را در خود احساس نمايد او حالت مردي در وجودش احساس مي كند و بدين طريق به پسر بودن علاقه مند مي شود اين حالت غير عادي و نامعمول آثار متنوعي را نيز در فرد بوجود مي آورد پوشيدن رانها از مو، زياد شدن و انبوهي موهاي خشك در سطح آلت تناسلي فرد، دورگه شدن صدا و... از آن جمله است با پيدايش و بوجود آمدن اين خصوصيات بتدريج توجه و دقت والدين و اطرافيان به سوي اين فرد جلب مي شود .

 كوتاه سخن اينكه اين قبيل مسائل مهم تنها شمه و نمونه هايي از عوارض و معضلات نا مطلوب بلوغ زودرس و مصنوعي است كه تمامي آنها در تغييرشكل دادن و متحول نمودن اخلاق و ساير صفات شخص موثر مي باشد.



تاريخ : یکشنبه نهم تیر 1392 | 2 PM | نویسنده : faramarz |

بسياري از مردم از فرزند دانشجوي خود ونيز از افراد تحصيل كرده در برخوردهاي اجتماعي انتظارات و توقعات تربيتي دارند و اگر رفتار خلاف جزيي نيز از آنها ببينند فورآ عكس العمل نشان ميدهند كه فلاني اگر اين كار را از يك فرد بيسواد مي ديديم انتظارش را داشتيم ولي از شما بعيد است شما چرا؟!

البته در اين قبيل مسائل صحبت ها و تصورات مردم شايد در ظاهر درست و منطقي به نظر مي رسد اما اگر از جهات ديگر به قضيه نگاه كنيم خواهيد ديد كه موضوع به همين سادگي نبوده و تصور آنها اشتباه بوده است بحث من در اين مطلب بر سر اين موضوع است.

برخي از والدين ، خوشبينانه تصور ميكنند چون مدارس و مراكز عالي مكاني جهت يادگيري علم هستند پس بايد فرزندشان نيز بوسيله مربيان و اولياي موسسات آموزشي و پرورشي تربيت شوند البته در اين زمينه بايد به آنها حق دارد چراكه قسمت مهم تربيت كودك يعني  زمان شكل گيري شخصيت  او در سنين 7 تا 16 سالگي اتفاق مي افتد يعني درست زمانيكه فرزندان آنها در مدارس ابتدايي و راهنمايي هستند اما والدين نبايد بار مسئو ليت هاي تربيتي فرزندشان را به دوش مدارس باندازند و توقع مدينه فاضله از مراكز علمي داشته باشند چراكه :

اولآ: بر فرض اينكه افراد متخصص در امر تربيت در همه مراكز آموزشي وجود داشته باشند آيا كمبود زمان آموزشي، بر نامه هاي فشرده مدارس و.... فرصتي براي شناخت و رسوخ به روان كودكان و نوجوانان براي تربيت و پرورش آنها باقي مي گذارد؟

ثانيآ: اگر هم وقتي وجود داشته باشد آيا مربيان زحمتكش قادر هستند جواني را كه در اثر تربيت غلط خانوادگي ، وراثت، محيط نا جور زندگي و ... استعداد هايش بصورت منفي شكل گرفته اصلاح كنند و شخصيت او را در قالب مثبت جابجا نمايند؟

ثالثآ: كدام والدين را ديده ايد كه با افشاء مسائل ،مشكلات، و اختلافات شديد خانوادگي شان نزد مشاور مدرسه يا معلم او را از اوضاع و احوال و شرايط بد زندگي كودك خود آگاه ساخته اند؟ و...

درست است كه برخي از دروس مدارس به امر تربيت اختصاص داده شده  و رفتار مربيان نيزدر بهبود و اصلاح كودكان موثر است اما اين مقدار نمي تواند براي تربيت كودكان و جوانان در حد مطلوب و قابل اتكاء باشد و اميد وار بودن به اينگونه مسائل غير واقع بينانه و خوش باروانه است ضمنآ اگر با عينك حقايق نيز به برخي ازافراد تحصيل كرده جامعه بنگريم قطعآ نمونه هايي را مشاهده خواهيم كرد كه علي رغم داشتن علم و آگاهي دچار حب دنيا و ثروت اندوزي شده اند و شايد تعدادي از اين افراد  نيز بصورت استاد در مراكز علمي به امر تعليم و تربيت جوانان مشغول باشند.

البته بايد بگويم همه هم اينطور نيستند و غير منصفانه و غير واقع بينانه خواهد بود كه به همه تحصيل كرده ها با يك ديد نگاه كنيم اما واقعيت اين است كه سزاوارو عاقلانه هم نيست كه ما تربيت فرزندان ، نظارت و كنترل بر رفتار و اعمال آنها را رها كرده و تمام جوانب تر بيتي را به دوش مدارس و دانشگاهها باندازيم و بايد در اين مسئله مهم  خود را مسئول دانسته و وظيفه خطيرو سنگين تربيت را خودمان بر گردن بگيريم نه اينكه آن را به گردن كسي غير از خود باندازيم .

پس با اين توضيحات معلوم مي شود بهترين مكان براي تربيت افراد آغوش گرم خانوادگي و صالح ترين مربيان در وهله اول همان والدين هستند.



تاريخ : شنبه هشتم تیر 1392 | 1 PM | نویسنده : faramarz |

مسلمآ بچكي كردن نه فقط مانع و سدي براي رعايت ادب و نزاكت در كودك نيست بلكه نيازها و عطش روحي و عاطفي او بدين سان بر طرف مي شود من بر خلاف برخي از والدين كه كودك را كاملآ آزاد مي گذارند تا هر آنچه را كه براي اميال خود  بخواهند بدست آورند معتقدم بايد به كودك آزادي مشروط (مثبت) داد تا بتواند بطريق شايسته و مطلوب با همسالان و دوستان خود معاشرت و بازي نمايد اعتقادم اين است كودك بايد اداهاي كودكانه داشته باشد، گاهي بخندد، لحظه اي قهر كند، گريه كند، و كلآ انتظارات و رفتار هاي كودكانه از والدين و ساير افراد داشته باشد.

پس هرگز نبايد بخاطر ترس و نگراني هاي بي مورد و موهوم خودمان اميال و غرايز كودك را زير پا بگذاريم چون يقينآ اين اميال به حاشيه رانده شده زمانيكه كودك بزرگ  شده و به اجتماع وارد مي شود به نحو زشت و ناپسندي خود را ظاهر خواهد كرد.

بعنوان مثال فردي را مي شناسم كه در كودكي بعلت فقر و ضعف بنيه مالي ترك تحصيل كرد و علي رغم ميل كودكانه اش باجبار در بهترين ايام  زندگي اش وارد بازار كار شد و پيش تاجري پادويي نمود بعد از چند سال كه از احوالات او جويا شدم ديدم براي خود تاجري موفق و سر شناسي شده  و وضع مالي اش بسيار بهبود يافته است  اما متوجه نكته اي كور در خلال صحبت ها و اعمالش شدم او حالا آن كمبود هاي سر كوب شده كودكانه اش را با بازي نمودن با ثروت و پول هاي كلان نا مشروع  يعني بازي با هستي و حيثيت همنوعان خود تلافي و جبران مي نمود.

يا خانمهايي كه سن و سالي از آنها سپري شده است هنوز هم در پوشش و انتخاب مدل لباس هاي خود حساس بوده و تيپ دختران جوان را به خود مي زنند و متوجه نيستند اينگونه تيپ ها ديگرشايسته و برازنده سن آنها نيست اما بدين طريق مي خواهد مرهمي براي زخم ها و عقد هاي روحي خود بگذارند .

براستي اگر اين آقايان و خانمها در دوران كودكي غرايزشان بدرستي اقناع مي شد حالا نيازي نداشتند بجاي رسيدگي به خانواده و انجام مسئو ليتهاي زندگي بهترين و گرانبهاترين اوقات با ارزش خود را صرف پول پرستي، مدل پرستي، رفيق بازيهاي آنچناني، متراژ نمودن خيابانها و يافتن رفقاي ناباب و حتي كفتر بازي و... مي كردند و برخي ها اين كار بيهوده را آنقدر انجام مي دهند تا شيرازه زندگي شان از هم بپاشد.

آري عزيزان حقيقت اين است اين قبيل رفتارهاي كودكانه و غم انگيز كه شما نيز بي شك نمونه هاي زيادي را سراغ داريد همان هايي هستند كه بنا به علت هايي بچكي نكرد ه اند يا اگر هم كرده باشند والدين و مربي و راهنماي خوبي نداشته اند و در تربيت آنها افراط و تفريط صورت گرفته  و را ه را به انحراف رفته اند و حالا در بزرگسالي همان رفتارهاي كودكانه  به نوعي زشتتر و ناثوابتر خود را نمايان مي سازد پس بياييد در تربيت فرزندانمان دقت بيشتري بخرج بدهيم  سعي كنيم خشنونت رفتاري را با كودكان به كناري نهاده و مته روي خشخاش نگذاريم و بجاي  وحشت آفريني در دل كوچك و معصوم كودكان با آنها روابط دوستانه و گرم داشته باشيم تا آنها از شهد شربت محبت ما سيراب شوند و اينگونه است كه فرزنداني سالم وصالح تحويل جامعه خواهيم داد.



تاريخ : پنجشنبه ششم تیر 1392 | 11 AM | نویسنده : faramarz |

از جمله انحرافات اخلاقي و عاطفي كه باعث دل آزردگي و ناراحتي همه پدر و مادر ها از فرزندشان ميشود دروغ گفتن آنهاست اما براي چه بايد كودك دروغ بگويد و در صحبت هايش مغلطه نموده و اغراق نمايد؟ براستي چرا؟

بايد بگويم در اين مورد گرچه چراها زيادند اما به همان اندازه نيز آيا ها بسيار هستند مثلآ آيا مسائل تربيتي را رعايت نموده ايم؟ آياتوانسته ايم غرايز كودك را در مسير صحيح اقناع كنيم يا اينكه آنها را سر كوب كرده ايم؟آيا قادر بوده ايم در جهت اصلاح و بهبود استعداد هاي منفي كودك قدم هاي مثبت برداريم؟ و ....

معمولآ براي دروغ گفتن كودكان علت و انگيزه هاي مختلفي وجود دارد كه از آن جمله ميتوان به ترس كودكان از والدين و اجبار به پيروي از فرامين آنها و نيز مسئله خودنمايي در او اشاره كرد ولي تاكيد و روي سخن من در اين مطلب به شما والدين محترم اين مسئله مهم است كه چرا ما بجاي اينكه درباره دروغ گويي كودك سختگيري كنيم و او را در حصار محدوديت ها و ممنوعيت هاي غير اصولي  به چهار ميخ بكشيم با او مهربان ، صادق و رو راست نيستيم؟ چرا بايد كودك را در سني كه هنوز اهميت و ارزش راست گويي را بلد نيست به زور و با چماق ملامت و اجبار مي خواهيم كه بايد حتمآ راست بگويد؟ آيا فكر نمي كنيد كه با ندانم كاري هايمان ذهن طفل معصوم را مخدوش نموده و او را به دروغگويي آماده مي سازيم؟

لذا بايد دقت و توجه كنيم آن زمانيكه ما سعي مي كنيم كودك را وادار به راستگويي كنيم او هنوز راه و شيوه دروغگويي و فريب دادن ديگران را نيآموخته است و اگر بر اين خواسته نا معقولمان تاكيد نكنيم شايد نياز واحتياجي هم به آن نداشته باشد اما با اين رفتار ناثواب اين فكر را در ذهن كودك القاء مي كنيم كه او مي تواند براي دفاع از خود و رهايي از دستورات جابرانه ما به دروغگويي متوسل شود و بدين گونه است كه كودك ازجاده راستگويي منحرف شده و در پرتگاه دروغ سقوط مي نمايد.

پس والدين عزيز مشاهده مي كنيد كه دروغگويي در كودك بجاي اينكه واقعآ جنبه جدي داشته باشد و به قصد و نيت فريب و تظاهر بوده باشد بيشتر نوعي فرار از واقعيت و حقيقت و نيز دفاع كودكانه محسوب مي شود بعنوان مثال كودك در حين بازي گلدان ارزشي شما را مي شكند او با اينكه ته دلش بسيار ناراحت است اما بخاطر دلهره و ترس از ملامت و سرزنش و احيانآ كتك  شما مجبور مي شود واقعيت را بپوشاند و با دروغ برادر كوچكترش را مقصر جلوه داده و همه تقصير ها را به گردن او باندازد.

بنابراين بهتر كه والدين با مشاهده برخي از دروغگويي كودك او را فورآ مورد بازجويي قرار نداده و زياد سختگيري نكنند و با او كاملآ صادق و رو راست باشند چراكه كودك هنوز به آن اندازه از قدرت و توانايي فكري و ذهني نرسيده است كه با منطق و استدلال به دفاع منطقي از خود در برابر شما بپردازد پس چاره اي نمي بيند جزء اينكه براي عمل و رفتار خود به دروغ پناه ببرد و اظهار بي اطلاعي نموده يا آن را به گردن ديگران باندازد.

در خاتمه مطلبم پيشنهاد مي كنم سعي كنيد به كودك مسئو ليت كوچك و متناسب با توانايي اش بدهيد و با كمك به او و نيز مهرباني ، با ديده اغماض از خطا هاي كاري او چشم پوشي كنيد حتم بدانيد اگر كودك خود را دربرابر كار و عملي مسئول بداند هيچ وقت به دفاع از خود و فريب دادن ديگران نيازي نخواهد داشت.



تاريخ : شنبه یکم تیر 1392 | 12 PM | نویسنده : faramarz |

براستي اگر براي لحظه اي وارد دنياي كودكان شويم و خودمان را جاي آنها قرار دهيم آن وقت است كه در خواهيم يافت آنها محاسن و برتري ها ي كودكان ديگر را بخوبي مي بينند درد و رنج مي برند و از اين بابت احساس حقارت نيز مي كنند پس نيازي به سر كوفت و بر شمردن بر تريهاي كودكان ديگر توسط والدين خود ندارند و در واقع اين شما والدين هستيد كه گويا كودكي خويش را بكلي فراموش كرده ايد و محتاج و نيازمند به گوشزدمي باشيد چراكه شما با اين كارتان احساس موذي سر كوفت را در نهاد و وجود كودك به زخم هاي رواني و عقده تبديل مي سازيد اگر چه شما خودتان را واقعآ مهربان و دلسوز كودك مي دانيد و علاقه منديد كه فرزندتان همانند كودكاني باشند كه سر كوفتش را بر سر آن مي زنيد ولي چرا بدنبال راه و روش اصولي و منطقي براي پيشرفت كودك خود نيستيد؟ مطمئنآ شما در كودكي در اثر ناشي گريها ي پدر و مادرتان چنان نبوده ايد و نتوانسته ايد به برخي ازخواسته هايتان دست يابيد و حالا با مشاهده شخصيت و استعداد ممتازكودكان ديگر رنج مي بريد و سعي مي كنيد همان عقده هاي حقارت دوران بچكي تان را بر سر طفل معصوم خالي كنيد تا اينگونه، زخم ها و كمبودهاي آنچه را كه در كودكي نداشته ايد و در حسرتش بوده ايد را به نحوي التيام و بهبود بخشيد .

اگر راست مي گوييد و اينگونه كه مي گويم نيست ! پس چرا شما نيز همانند والدين آن كودكان رفتار نمي كنيد؟ چرا امكانات و توجهات مادي و معنوي كه آنها از فرزندشان به عمل مي آورند را شما در اختيار كودكتان قرار نمي دهيد؟ آيا توانسته ايد مثل آنها روابط عاطفي با فرزندتان برقرار سازيد؟ مسلمآ چنين نبوده است.

پس والدين عزيز قبل از اينكه داد و بيداد راه بياندازيد و با عصبانيت به سراغ بچه تان برويد كه مطمئنآ نتيجه منفي عادتان خواهد شد ابتدا رفتار ها و طرز فكر خودتان را معالجه كنيد و آنگاه با رفتار هاي اصلاح شده و محترمانه ، به فرزندتان شخصيت بدهيد تا واقعآ آن را در عمق وجودش احساس كند در آن صورت است كه براي حفظ و نگهداري از شخصيت كسب شده اش  تلاش خواهد كرد و با اعتماد به نفس كامل همان فرزندي خواهد شد كه شما در طلبش بوديد اما با سر كوفت كودك راه را به بيراهه مي رفتيد.



تاريخ : شنبه بیست و پنجم خرداد 1392 | 9 AM | نویسنده : faramarz |

اغلب مشاهده  مي شود كه برخي از زنان از نا سازگاري همسرشان با خود گله و شكايت دارند و بنا به اعتراف خودشان حتي مجادله ها، بگو و مگو ها و.... نيز نتوانسته است هيچگونه اثر نيك و مطلوبي در به اصطلاح بهبود و اصلاح رفتاري آنها و حل و فصل مشكل داشته باشد و اين كار آنها اوضاع را از آنچه كه هست وخيم تر كرده  و داراي اثرات سوء نيز بوده است

اين زنان بايد بپذيرند براي اينكه بتواند قدم سازنده و مثبتي در اين زمينه ايجاد كنند بايد ابتدا  شناخت و ديدگاه خود را به همسرشان تغيير دهند بايد قبول كنند كه رفتار اشتباه نتيجه غلط را در بر داشته و مانع رسيدن آنها به آرامش و خوشبختي در زندگي مشترك خواهد داشت .

در اين مطلب بنده در صدد هستم نحوه بر خورد صحيح زنان با آقايان را در چندين پارامتر مختلف بطور خلاصه شرح بدهم تا با به كار گيري آنها بتوانند تغييرات مهمي را در زندگي خود ايجاد نموده و همسرشان را از خودشان راضي نگه دارند:

1- اگر شما جزء آندسته از خانم هايي هستيد كه از همان دوران كودكي در اثر آزاديهاي مطلق و خود كامگي هاي غير منطقي بصورت يك فرمانرواي كل و حاكمي مطلق در آمده ايد و به مرد بعنوان مستخدمي كه فقط بايد كار كند و مطابق با ميل و سليقه شما رفتار نموده و  همه نياز هايتان را برآورده سازد و در كل گوش به فرمان اوامر شما باشد مي نگريد بايد بگويم سخت در اشتباه هستيد و با چنين تصورات غلط  فقط احساسات و عواطف همسرتان را لگد كوب مي كنيد و هرگز به نتيجه دلخواه دست نخواهيد يافت پس شايسته است چماق خشونت را رها نموده و همسرتان را با زنجير محبت به بند بكشيد و با زبان خوش و لحن شيرين و دوستانه، ميل و رغبت به انجام كار را كه مورد دلخواه شماست در انديشه و روح او بر انگيزيد مطمئنآ حرفهايي كه تشويق آميز بوده و بوي محبت از آن به استشمام برسد نتيجه اي بهتر داشته و جلوي طغيان و عاصيگري مرد را در مقابل شما خواهد گرفت و الا سلب آزادي مشروط او باعث ايستادگي اش در مقابل شما  شده و زندگي را بر خانواده تلخ خواهد نمود. 

2-احساس حقارت را با حسادت توام نكنيد:

برخي از زنان وقتي نشانه هاي زرق و برق و فريبنده رفاه مادي را در زندگي زنان ديگر مي بينند نسبت به آنها حسود مي شوند و نا گفته پيداست كه حسادت جزء خودآزاري و احساس حقارت نتيجه ديگري ندارد پس كم كم اين قضيه به جايي مي رسد كه اين احساسات منفي و عقد ه خود كم بيني را با بهانه هاي مختلف بر سر مرد نگون بخت در خانه خالي مي كنند و كارهاي مثبتي را كه همسرشان انجام داده اند ناديده مي گيرند و او را جهت تامين وسايل تحت فشار قرار ميدهند  بدين ترتيب گرماي زندگي به سردي مي گرايد و اختلافات و مشاجرات آغاز مي شود پس بجاست توقعات بيجا و غير منطقي را رها كنيد و فردي واقع بين باشيد و هزينه هاي زندگي تان را متناسب با مخارجتان تنظيم كنيد و از زحماتي كه همسرتان براي آسايش و رفاه شما مي كشد تشكر نماييد باور كنيد اينطوري زندگي زيبا تر است.

3- سرزنش نكنيد و به او احترام بگذاريد:

سعي نكنيد نقش والد را براي همسرتان ايفاء كنيد و او را بخاطر كاستي هاي زندگي سرزنش نموده و زندگي ديگران را مدام به رخ او بكشيد اين كار موجب تحقيرش شده و عصيان و انتقامجويي او را بر مي انگيزد سعي كنيد هرگز از واقعيت دور نشويد و به او احترام بگذاريد مردان خانمي را مي خواهند كه منطقي بوده و در شرايط عصبانيت خود را بتواند كنترل كند .

4- اجازه دهيد خودش باشد:

تعدادي از خانمها بسيار دوست دارند مرد به سبك و روش او رفتار كند و منطقشان اين است كه مي خواهم مرد ايده آل من چنين شخصيتي داشته باشد آنها حتي در نوع مدل مو، طرز لباس پوشيدن، ارتباط با دوستان و.....همسرشان دخالت مي كنند اما به اين نكته توجه نمي كنند كه شخصيت در حقيقت دادني نيست و هر فردي با اعمال و رفتار خود شخصيتش را تعيين و معلوم مي كند پس سعي كنيد به اراده و خواست او احترام گذاشته و بگذاريد خودش باشد .

5- اگر چه اخلاق و داشتن زيبايي معنويي  بر زيبايي ظاهري هميشه رجحان و برتري دارد اما زيبايي ظاهر و آراسته بودن نيز براي مرد خانه بسيار مهم است پس لباس زيبا و تميز بپوشيد و خود را براي مرد خانه بآراييد به وضعيت جسمي تان نيز اهميت بدهيد اگرچه بيشتر زنان اندام مانكن گونه را مي پسندند ولي اغلب مردها چنين تصوري ندارند و زناني را مي پسندد كه كمي تپل باشد پس با رسيدگي به وضع ظاهريتان خودتان را در دل او جا كنيد اينطوري برخي از مسائل ناگفته و خود بخود قابل حل است.

6- افكار و تمايلات خود را به او بگوييد:

هرگز توقع نداشته باشيد همسرتان ذهن شما را بخواند پس در زمان بخصوصي كه صلاح ميدانيد به راحتي هر آنچه را كه در دل داريد مودبانه به او بگوييد و با همكاري او در جهت حل موضوع بكوشيد .

7- مردها زنان قابل اعتماد و راز نگه دار را دوست دارند پس در تحقق اين صفت در خود بكوشيد.

8- تصميمات او را جدي بگيريد و اگر هم مخالفتي داريد آن را محترمانه با او در ميان بگذاريد سعي نكنيد افكارو تصميمتان را به او تحميل كنيد اين كار ديوار دفاعي در برابر شما ايجاد خواهد كرد و مانع رسيدن به تفاهم در زندگي مشترك خواهد شد.



تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1392 | 12 PM | نویسنده : faramarz |

نكته مهم كه والدين عزيز بايد در تربيت فرزندان رعايت كنند اين است كه آنها بايد در هنگام اشتغال به امر تربيت بايد ملاحظات كودكان ديگررا نيز داشته باشند مثلآ برخي مادران كه درمورد تغذيه فرزندشان حساس هستند زمانيكه كودك دبستاني  خود را به مدرسه مي فرستند اولآ شيك ترين و گرانبهاترين لباس را خود بر تن بچه مي پوشاند تا مبادا كودك در بين همسالان خود احساس كاستي ننمايد ثانيا چون به خيال خودشان واقعآ مهربان و دلسوزند كيف مدرسه را پر از نقل و شيريني ، ميوه، غذا و... مي كنند تا مبادا كودك ذره اي گرسنگي بكشد اما غافل از اين نكته هستند كه شايد در همان مدرسه و در همان كلاس بچه اي كه دوست و رفيق فرزندش است ممكن است به سبب كمبود بنيه مالي حتي بدون صرف صبحانه به مدرسه آمده باشد و يا كودك به علت عدم تامين نيازش از سوي خانواده مجبور باشد لباس و كيف كهنه سال گذشته را با خود داشته باشد البته درست است كه كودكان دبستاني در آن شرايط سني و فعاليت ذهني قرار ندارند كه بتوانند از فقر مالي و كمبودها تصور صحيحي در ذهن داشته باشند ولي فقر و عدم تامين نياز هاي مادي تكرار شونده كودك بطور غير مستقيم باعث مي شود كه حالتي در روح طفل معصوم  پديد آيد كه شبيه به يك نوع حسادت، بد بيني و انتقامجويي به كودكي باشد كه وضع مالي بهتري دارد و كم كم اين حسادت و بدبيني باعث مي شود كودك زخم هاي رواني و عقده هاي موذي خود را روي كودك شما خالي نمايد.

بنابراين شايسه است كه والدين ضمن تربيت درست كودكان تمامي جوانب را مد نظر قرار دهند تا خداي ناكرده عوارض كوتاهي در برخي مسائل جنبي كارهاي مثبت و در خور تحسين آنها را بي ارزش و خنثي ننمايد.

نكته ديگر كه والدين نبايد فراموش كنند اين است كه در برخي مدارس فروشگاههايي داير كرده اند كه در آنها خوراكيها و تنقلاتي گوناگوني فروخته مي شود يا بعضآ در جنب مدارس مغازه هايي باز كرده اند كه هدفشان سود جويي از دانش آموزان است صرف نظر از اينكه آيا اين فروشندگان از لحاظ اخلاقي صلاحيت ارتباط با كودكان را دارند يا نه؟ اين فروشگاهها دو تاثير منفي را بر كودكان دارند:

1-بچه هايي كه همانند دوستانشان قدرت و بنيه مالي شان براي خريد ضعيف است در نزد دوستان و همسالان خود احساس خود كم بيني ، حقارت و حسادت مي كنند.

2-چه بسا كودكاني هستند كه نتوانند جلوي اشتهايشان را بگيرند و ناگزير شوند از دوستان خود مبالغي قرض بگيرند يا شايد هم از مسئول فروشگاه يا مغازه دار نسيه خريد كنند بنابر اين در هر دو صورت اين عوامل نمي تواند در به انحراف كشاندن كودكان كه درك و فهم كاملي از مسائل مختلف را ندارند بلا تاثير باشد.

پس والدين محترم و مديران محترم مدارس بايد به اين نكات ظريف و حساس توجه نموده و از كنار مسئله بي تفاوت نگذرند و سعي كنند در فروشگاهها ي مدارس وسايلي كه نياز كودك بوده و همه قادر به خريد آنها هستند فروخته شود تا بدين ترتيب جلوي انحرافات اخلاقي از اين بابت گرفته شود.



تاريخ : دوشنبه بیستم خرداد 1392 | 10 AM | نویسنده : faramarz |

همانطوريكه ميدانيم عقده هاي رواني اگر اصولي كنترل و يا از راه تصعيد در مسير صحيح هدايت نشود بعد از مدتي آتش عصيان آنها زبانه كشيده و نا بسامانيهايي را در روح و روان انسان بوجود مي آورند و با ايجاد بد بيني، نفرت، حسادت و.... ضمن آنكه ممانعت مي كنند او كسي را دوست داشته باشد بلكه سبب خصومت، مجادله، كتك كاري و حتي بدتر از اينها نيز مي شوند.

براي اينكه بدانيم جنون آني در انسان چگونه بوقوع مي پيوندد بايد متذكر شويم تمام غرايز ، عواطف ، اميال سركوب شده، خاطرات و.....انسان با آرامش در ضمير ناخودآگاه او انباشته شده اند و اين قسمت مهم تحت نفوذ ضمير آگاه و شعور ظاهرما مي باشد بعبارت ديگر ضمير آگاه ما با بدست آوردن اطلاعات لازم از محيط داخلي و بيروني و نيز با استفاده از تجربيات خود ، بين غرايز مختلف و ضد هم تصميم مي گيرد كه آيا درجهت ارضاء غرايز نهفته بكوشد! يا در جهت هماهنگي، تعادل، آرامش و تسكين آنها عمل نمايد !

براي روشن شدن مطلب مثالي مي زنم فرض كنيد شما بر سر موضوعي با كسي اختلاف پيدا مي كنيد در اين وضعيت دو غريزه شجاعت و ترس در شما سر بلند كرده ، يكي حمله به طرف را از شما مي خواهد و ديگري دوري از آن را ، در اين ميان اين وجدان آگاه در شماست كه بنا به شرايط و مصلحت تصميم مي گيرد كدام را انتخاب نمايد حالا اگر در اين مجادله و در گيري غرايز، شرايط محيطي و اوضاع نا مناسب باشد ضمير آگاه شما دچار سردرگمي شده و نمي توانيد بدرستي و با قاطعيت تصميم بگيريد گاهي اين ناتواني به اندازه اي زياد مي شود كه وجدان آگاه شما توانايي اش را در تصميم گيري از دست ميدهد و كلآ تحت سلطه و فرمان ضمير ناخودآگاه تان قرار مي گيرد و شما تحت تاثير و فرمان غرايز و عقده ها ي سركوب شده دست به كارهايي مي زنيد كه بعد از اينكه ضمير آگاهتان قدرتش را باز يافت دچار پشيماني و ندامت مي شويد كه چرا اين كار را انجام داديد اين حالت همان جنون آني است كه بسيار خطرناك بوده و زندگي بسياري از افراد بوسيله همين تيغ جنون از بين رفته و نابود شده است افرادي كه تحت غلبه خشم و غصب ناخواسته مرتكب قتل و جنايت مي شوند يا بعلت غلبه شهوت بر عقلشان با كس ديگر ارتباط داشته و شيرازه زندگي شان از هم پاشيده است و هزاران مورد ديگر همگي مولود اين مرحله است .

اما كار بدين جا تمام نمي شود چراكه اگر اين تسلط  ضمير ناخودآگاه بر خودآگاه بصورت مداوم و مستمر ادامه داشته باشد شعور ظاهر انسان آنقدر ضعيف و ناتوان مي گردد كه شايد بازگشت به حالت اوليه و باز يافتن قدرت تصميم گيري برايش بسيار سخت و حتي غير ممكن مي شود و اينجاست كه گفته مي شود فلاني شعور اش را از دست داده و در اين مرحله امكان دارد او دست به كارهاي عجيب و جنون آميز بزند كه خودكشي نمونه اي از اين كارهاست.

در خاتمه مطلب لازم مي بينم به والدين عزيز توصيه نمايم از همان اوان زندگي يعني دوراني كه احساس كودك كم كم بارور مي شود در تربيت و پرورش صحيح فرزندشان قدم هاي مثبت را برداريد و نگذاريد علف هاي هرز عقده هاي رواني در زمين دل معصوم كودك رشد نمايد ضمنآ در مقابل نا سازگاري و رفتارهاي اشتباه كودك بايد صبور و شكيبا باشيد هميشه سعي كنيد علت ها و انگيزه ها را شناسايي نموده و بر طرف سازيد و في الفوربه تنبيه بدني و تحقير و سرزنش كودك متوسل نشويد شايد كودك از كمبود محبت رنج مي برد و احيانآ براي خودنمايي به چنين عملي دست زده است و شايد هم هزاران نياز مرتفع نشده دارد كه پاسخ اش را از شما طلب مي كند از شما مي پرسم آيا تنبيه و بازخواست غير اصولي قادر است طفل را اصلاح نموده و اين كمبود را در روح و روان او جبران نمايد؟ آيا رفتارهاي خشن ما بار سنگين ناراحتي هاي روحي كودك معصوم را سنگين تر نخواهد ساخت و محرك عصيان و صدها عمل ناشايست در او نخواهد شد؟

پس بيآييد براي از بين بردن عقده ها، ايجاد تعادل و هماهنگي بين غرايز و بر طرف نمودن نياز هاي روحي و جسمي فرزندمان تلاش كنيم تا فرزنداني سالم و پاكنهاد تحويل جامعه دهيم.



تاريخ : شنبه هجدهم خرداد 1392 | 1 PM | نویسنده : faramarz |

زن ذليلي واژه اي رايج است كه كاربرد فراواني در محاورات بين مردم دارد و خطاب به مرداني گفته مي شود كه مطيع و فرمانبردار اوامر همسرشان هستند رضايت يا مخالفت مرد با تصميمات مهم گرفته شده از سوي زن خانه اغلب مد نظر گرفته نمي شود و در واقع مرد نقش و قدرتي در تغيير دادن برنامه ها ندارد و بخاطر ترسي كه از واكنش همسرش دارد فقط بايد گوش به فرمان بوده و اجراء كننده دستورات او باشد.

البته بايد حساب رفاقت و صميميت را از اين قائده مستثني نمود چراكه اگر زن و مرد تفاهم در زندگي داشته باشند با رضايت در امورات خانواده با همديگر كمك و همياري خواهند داشت فلذا اين موضوع را هرگز نمي توان جزء زن ذليلي فرض نمود.

يكي از عوامل بوجود آورنده زن ذليلي ، استبداد و زياده خواهي زن است زني كه از تربيت درست و منطقي در كودكي محروم بوده و لوس و مغرور و از خود راضي بارآمده است و حتي بعد از ازدواج نيز از سوي خانواده رفتارهاي نادرست او مورد حمايت قرار مي گيرد هميشه مي خواهد خواسته ها و حرف هاي خود را بر كرسي بنشاند و به همين جهت مدام بگو و مگو و مشاجرات لفظي در خانواده حاكم است حالا اگر مرد خانه فردي باشد كه از لحاظ روحي ضعيف بوده و قدرت فكري و اعتماد به نفس  كمي داشته باشد و مسلط بر امورنيز نباشد قطعآ در مقابل چنين زني خود را خواهد باخت و اينجاست كه زن ذليلي معنا و نمود پيدا مي كند

لذا مرد بايد قبل از هر چيز خصوصيات اخلاقي زن خود را بشناسد و اگر او را فردي غير منطقي و زورگو يافت بايد تلاش كند نقاط ترس، كمرويي، ضعف و ... خود را شناسايي نموده و آنها را بر طرف سازد تا به راحتي بتواند مسئو ليت هاي خانواده را در دست بگيرد ضمن اينكه او بايد رعايت اخلاق را نيز در خانواده بنمايد نكته مهمي كه توجه بدن ضروري است اين است كه والدين عزيز بايد از همان دوران اوليه كودكي فرزندان خود را درست تربيت كنند تا او در بزرگسالي به سادگي بتواند بارمسئو ليت هاي زندگي را بر دوش گرفته و قادر باشد خانواده را به سر منزل مقصود برساند والدين محترم هرگز بجاي كودك سخن نگوييد بگذاريد كودك خودش زبان خودش باشد چون در آينده اين زبان خواهد بود كه راه او را به جامعه باز خواهد كرد كودكتان را در چهار ديواري خانه به حبس نكشيد بلكه به او آزادي مشروط بدهيد هرگزاو را در بين جمع تحقير نكنيد چون همه اين عوامل اعتماد به نفس را در او تضعيف خواهد نمود به او مسوليت هاي كوچك بدهيد تا وقتي فرزندتان بزرگ شد پذيراي مسئوليتهاي  مهم بعدي در زندگي شود مطمئن باشيد اگر كودك را درست و منطقي تربيت كنيد او به زن ذليلي و ساير معضلات ديگرگرفتار نخواهد آمد .

از جمله علت ديگر براي زن ذليلي ميتوان به مسله مالي اشاره نمود اگر شما جزء كساني هستيد كه در اصطلاح عاميانه به او ( داماد سر خونه) گفته مي شود پس از زن ذليل بودن خود  تعجب نكنيد چراكه وابستگي مالي هميشه ساير وابستگيها را نيز بدنبال خواهد داشت.

برخي ها نيز چون درآمد شان كفاف مخارج خانواده را نمي كند و يا محتاج درآمد و حقوق همسرشان هستند مجبورند خود را به نوعي زن ذليل جلوه دهند تا از تبعات بعدي آن جلوگيري نمايند گرچه مرداني نيز هستند كه عليرغم اينكه درامدي ندارند به همسرشان زور مي گويند.

زن ذليلي در موارد مختلفي خود را نشان ميدهد كه به چند مورد اشاره كوتاه مي شود:

*ارتباط با اقوام :

 كه بيشتر با خانواده و فاميل هاي زن صورت ميگيرد و رابطه با بستگان مرد يا ضعيف است و يا در برخي مواقع حتي قطع شده محسوب مي گردد رد پاي برتري و قدرت نفوذ زن درضيافت ها ، ميهمانيها، خريد سوغاتي ها و .... نيز بخوبي مشهود بوده و بر كسي پوشيده نيست.

* حجاب و پوشش زن:

 اينگونه زنان هر طور كه راحتند لباس مي پوشند و مرد حق دخالت و فضولي ندارد.

* ازدواج فرزندان:

 زن خانه تصميم مي گيرد كه فرزندشان با چه كسي ازدواج كند و اغلب موارد نيز با فاميل هاي زن وصلت صورت مي پذيرد.

*مكر و حيله زنان:

مردان زن ذليل در مقابل نگاهها ، جملات ، پوشش شهوت آميز زنان خود را به سادگي مي بازند و قدرت تحمل خود را از دست ميدهند اين چنين مردان هوس بازي به راحتي دل مي بازند و كانون گرم خانواده خود را با خطرات متعدد مواجه مي سازنند.



تاريخ : یکشنبه دوازدهم خرداد 1392 | 1 PM | نویسنده : faramarz |

اگر بخواهيم تعريف ساده و روشني از چهره خواني داشته باشيم بايد بگوييم : نگاه با دقت به چهره و وضع ظاهري اشخاص و پي بردن به ويژگيها و خصوصيات شخصيتي و اخلاقي آنها.

البته شناخت افكار و درون ديگران از روي چهره ، كاري بوده كه از قديم الايام وجود داشته و حتي براي برخي ها اين كاربسيار جالب و هيجان انگيز مي باشد.

لازم به ذكر است كه چهره خواني يك علم دقيق و ثابت شده نيست و نمي توان در مورد شخصيت و درون افراد با آن قضاوت نموده و راي و حكم قطعي صادر كرد اما تا حدودي مي توان بوسيله آن متوجه شخصيت افراد شد لذا ذيلآ بطور مختصر به برخي از موارد كه ميتواند به شما در شناخت خصوصيات افراد ياري برساند اشاره مي شود:

1- چشم:

*چشم درشت و زيبا: اين قبيل اشخاص ذهني باز و روشن داشته و در دوستي و رفاقت با ديگران خونگرم هستند از خصوصيات آنان ميتوان به عاطفي و احساسي بودن، صفا و صميميت ، صداقت و درستي و نيز داشتن انصاف اشاره نمود

* چشم هاي كم فاصله : افرادي كه دراين قسمت قرار مي گيرند اغلب پنهان كار ، درونگرا ، حسود و كوته نظر هستند واز لحاظ ذهني نيز ذهنشان بسته ميباشد.

* چشم هاي دور از هم : بر خلاف مورد بالا ، افرادي برونگرا هستند و همين خصوصيت آنها باعث شده است كه  ساده، زود باور، كم توقع باشند.

*چشم هاي خمار : خصوصيات مهم اين افراد، احساساتي و با عاطفه زياد بودن است.

*چشم برجسته و نمايان:  اشخاصي پرحرف هستند كه فقط به ظاهر توجه مي كنند و نه به چيز ديگر.

* چشم گود رفته : اغلب ريا كار و متظاهر و موذي بوده و قابل اطمينان نيستند.

2- صورت:

*صورت دراز و كشيده شده : اغلب افرادي با صبر و حوصله زياد هستند و به جهت  استقامت و اتكاء به نفس بالايشان همه كارها را به سرانجام  ميرساند و هيچ كاري را در نصف راه رها نمي كنند.

* صورت گرد : افرادي بزله گو ، خوش صحبت هستند و با انرژي زيادي كه دارند به همه انرژي مثبت ميدهند آنها قادر هستند در اندك زماني محيط سرد و خاموش را به محيطي شاد مبدل سازند.

* صورت صاف : از ويژگي اين افراد ، با تفكر و منطقي بودن است بعبارت بهتر چون آنها با عقل تصميم مي گيرند و نه با احساس، پس كمتر پريشان حال بوده و به همين جهت پوست و صورتي صاف و بدون چروك دارند.

* صورت چروك خورده : بر خلاف مورد بالا افرادي زود رنج و كاملآ احساساتي هستند و به سبب همين هيجاني بودنشان است كه اغلب پريشان روزگار بوده و صورتشان با كوچكترين پيشامدي در هم كشيده ميباشد چروك هاي پيشاني اين افراد دلالت بر همين مطلب دارد

3- ابــــــرو:

*.ابروي باريك و بالا گرد: نشانگر اعتماد به نفس پايين فرد بوده  و بيانگراتكاء او به اطرافيانش است.

* ابروي پيوسته: افرادي با ايده ها و افكاري تازه و جديد بوده و به سبب انديشه خوبي كه دارند در جستجوي راههاي نوين براي مسله مي گردند.

4- بيني:

* بيني بزرگ : نشانگر عزم قاطع ، استوار و محكم فرد بوده و نيز بيانگر شخصيت قوي و ابتكار در آنها است.

* بيني كوچك : گرچه بيشتر مردم اينگونه بيني را مي پسندند ولي بيني كوچك نشان دهنده اين مطلب است كه او فردي ضعيف النفس بوده و در تصميم گيري اش استوار و ثابت قدم نيست.

* بيني تيز: اين افراد بسيار متهور و بي باك هستند و به سادگي مي توانند با ديگران ارتباط بر قرار نمايند آنها براي اين كار خودشان را مقيد به هيچ آداب و رسومي نمي بينند.

* بيني عقابي: اغلب خودخواه بوده و دودل هستند.

5- گوش:

* گوش كوچك: افرادي كه گوش هاي كوچك دارند اغلب بسيار تلاشگر هستند ولي به نوعي نيز احساس نا امني را در آنها ميتوان مشاهده نمود كه مدام با آنهاست.

* گوش بزرگ و دراز: افرادي خونسرد و آرام و نيز انعطاف و انتقاد پذير هستند .

گوش پرمو: افرادي نكته سنج و ريز بين هستند و از كنار هيچ مسئله كوچكي به سادگي رد نمي شوند  ميتوان گفت به نوعي وسواس در امور دارند.

6- لب :

* لب قلوه اي : گشاد دست و با سخاوت هستند مهرباني را در صورتشان ميتوان مشاهده نمود  بيشتر اين افراد در مورد خودشان صحبت مي كنند تا در خصوص ديگران.

* لب نازك: مشخصه اصلي اين قيبل افراد خويشتن گرا يي مي باشد.

7- چانه :

*چانه برجسته : به سادگي اشتباهاتشان را مي پذيرند و داراي اتكاء و اعتماد به نفس بالايي هستند.

* چانه گود : افرادي سازگار با محيط محسوب مي شوند اين افراد به سادگي خودشان رابا ديگران و محيط اطراف وفق ميدهند.

8- پلك :

* پلك كوچك علامت استقلال و اعتماد به نفس فرد است .

* پلك بزرگ : نشانگر وابستگي فرد به ديگران و پايين بودن اعتماد به نفس است.



تاريخ : پنجشنبه نهم خرداد 1392 | 12 PM | نویسنده : faramarz |

اغلب تاثيري كه رنگ ها بر ما دارند ذهني است و از فردي به فرد ديگرمتغير است رنگ ها گرچه در فرهنگ هاي گوناگون معني و مفهوم متفاوتي را دارا هستند با اين وجود برخي  اثرات رنگها در همه نقاط دنيا داراي معني يكسان و واحدي است بعنوان نمونه رنگ هايي كه در قسمت و ناحيه قرمز قرار دارند  رنگ گرم محسوب شده و  احساس گرمي، صميميت، و خشم را القاء مي كنند رنگ هايي كه در ناحيه آبي بوده رنگ سرد هستند اين رنگ ها اگرچه  آرامش بخش هستند ولي گاهآ نيز به تدريج حس بي تفاوتي و غم را به ذهن بيننده القاء مي نمايند رنگ سبز و ارغواني از اين دسته اند.

ذيلآ بطور خلاصه به برخي از تاثيرات رنگ ها اشاره مي شود:

1- رنگ سفيد :

بيشترين و كاربردي ترين رنگ هاست و نشان دهنده پاگيزگي ، آرامش و معصوميت است و مكانهايي كه به رنگ سفيد باشد بزرگ و جادار به نظر مي رسد.

2- رنگ سياه:

اين رنگ تمامي نورها را در طيف هاي گوناگون جذب مي كند رنگ سياه در فرهنگ هاي مختلف نشان دهنده غم و اندوه و عزا است چون اين رنگ، اندام را لاغر نشان ميدهد معمولآ خانمها يي كه چاق و اندام پري دارند براي پوشاندن جثه خودشان در مدل لباس از اين رنگ بيشتر استفاده مي كنند.

3-رنگ قرمز:

نشان دهنده  احساس  شور و هيجان، حرارت و  گرمي، عشق ورزي و نيز عصبانيت و خشم بوده و بر انگيزنده هيجان قوي در فرد است.

4-رنگ آبي:

بيشتر مردم و خصوصآ پسر بچه ها اين رنگ را بسيار دوست دارند  چراكه حس آرامش ، صلح و امنيت را براي ذهن بيننده القاء مي كند. اين رنگ چون مي تواند كارايي و عملكرد فرد را بالا برد لذا براي محيط هاي كاري مناسب است.

5- رنگ زرد:

اين رنگ بيشتر از ساير رنگ ها جلب توجه مي كند و به چشم  بيننده ميآيد زرد اگر چه رنگي شاد و گرم است ولي مي تواند حس آزردگي و دل زدگي و عصبانيت را به مروردر فرد بوجود آورد .

6- رنگ سبز:

اسم اين رنگ معمولآ  طبيعت را در ذهن ها بوجود مي آورد سبز، نشانگر سلامتي ، آرامش و نيز خوشحالي و خوشبختي است رنگ سبز قدرت تمركز ذهن و قابليت يادگيري فرد را بالا برده و سبب كاهش استرس و اضطراب مي شود.

7-رنگ قهوه اي:

اين رنگ گرچه بوجود آورنده حس قدرت در فرد است ولي مي تواند حس غم و حتي انزوا و گوشه گيري را در فرد ايجاد نمايد.

8- رنگ نارنجي:

اين رنگ جزء رنگ هايي است كه شور و شوق و بطور كلي هيجان را در فرد زنده مي كند و انرژي زااست.

9- رنگ صورتي:

اين رنگ كه در واقع كم رنگ شده رنگ قرمز است رنگي آرامش بخش است ولي به مدت كوتاه، پس اگر فرد مدت زمان زيادي را با اين رنگ سپري كند ممكن است نا آرام و حساس تر و نيزعصبي تر گردد.



تاريخ : دوشنبه ششم خرداد 1392 | 12 PM | نویسنده : faramarz |